دلم بد برات تنگ شده..

دلم بد برات تنگ شده..
برای اون چشمهای روشنن
جونم فدای چشمات..



چشم شهلایت بنازم دلبریها می کنی
تا تو می خندی خودت را در دلم جا می کنی

دل می بندی و دل را چه آسان می بری
این ربایشها تو با چشم فریبا می کنی

با نگاه و خنده هایت عشوه بازی می کنی
خود تو می دانی فدایت آنچه با ما می کنی؟

مست رویایم از این دنیا جنونم می برد
قصه ی مجنون و لیلی را تو معنا می کنی
دیدگاه ها (۱)

غـزل بانـوی مـهر آئین بنــازم روی ماهت را به عطر زلف مشکینت ...

وقتی لب تو خنده زد

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

مارا پس از این خزان بهاری دگر است..

وقتی دابمسش گرفتی ولی... 🤍✨(the last part 🫠🐾)ویو تهیونگ داشت...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

دوپارتی اسمات*part²این پارت اسماته جنبه نداری اصلا نخون!ویو ...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

چشم شهلایت بنازم دلبریها می کنیتا تو می خندی خودت را در دلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط