{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شخصی نزد حکیمی آمد و گفت:

شخصی نزد حکیمی آمد و گفت:
آیا خبر داری فلان شخص
درباره تو چنین و چنان میگوید
و بسیار از تو غیبت و بدگویی نمود.

حکیم با تبسم رو به او کرد و جواب داد:
آن شخص تیری را بسویم پرتاب کرد
اما به من نرسید،
پس چرا تو آن تیر را از زمین برداشتی و در قلب من فرو کردی ؟!!

یادمان نرود هیچوقت سبب نقل کینه ها و دشمنیها نباشیم ... )
دیدگاه ها (۱)

یا عمه سادات ادرکنی

مامانم مودم رو گذاشته توی آشپزخونه!!هر وقت کارمون داره، دیگه...

واقعا درسته

ساده اما شیک

#تلنگر🌱 مورد داشتيم طرف سوسيس کالباس نميخورده ميگفته گوشتش م...

شخصی نزد حکیمی آمد و گفت:آیا خبر داری فلان شخص درباره تو چنی...

شخصی نزد حکیمی آمد و گفت:آیا خبر داری فلان شخص درباره تو چنی...

. شخصی نزد حکیمی آمد و گفت:آیا خبر داری فلان شخص درباره تو چ...

✅شخصی نزد حکیمی آمد و گفت:آیا خبر داری فلان شخص درباره تو چن...

یکی نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیب...

شخصی نزد حکیمی آمد و گفت:آیا خبر داری فلان شخص درباره تو چنی...

کوتاه اما قشنگیکی نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی درباره...

کوتاه اما قشنگیکی نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی دربار...

یکی نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط