{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شخصی نزد حکیمی آمد و گفت:

شخصی نزد حکیمی آمد و گفت:
آیا خبر داری فلان شخص درباره تو چنین و چنان میگوید و بسیار از تو غیبت و بدگویی نمود.
حکیم با تبسم رو به او کرد و جواب داد:
آن شخص تیری را بسویم پرتاب کرد اما به من نرسید،
پس چرا تو آن تیر را از زمین برداشتی و در قلب من فرو کردی ؟!!

یادمان نرود هیچوقت سبب نقل کینه ها و دشمنیها نباشیم
دیدگاه ها (۳)

#تلنگر🌱 مورد داشتيم طرف سوسيس کالباس نميخورده ميگفته گوشتش م...

شخصی نزد حکیمی آمد و گفت:آیا خبر داری فلان شخص درباره تو چنی...

شخصی نزد حکیمی آمد و گفت:آیا خبر داری فلان شخص درباره تو چنی...

. شخصی نزد حکیمی آمد و گفت:آیا خبر داری فلان شخص درباره تو چ...

✅شخصی نزد حکیمی آمد و گفت:آیا خبر داری فلان شخص درباره تو چن...

شخصی نزد حکیمی آمد و گفت:آیا خبر داری فلان شخص درباره تو چنی...

یکی نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیب...

یکی نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیب...

یکی نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیب...

یکی نزد حکیمیآمد و گفت:خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیبت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط