‍ من چه کردم که به هجر تو سزاوار شدم

‍ من چه کردم که به هجر تو سزاوار شدم
به غم و درد و عذاب تو گرفتار شدم

شدم از عشق تو آواره ی هرکوی و گذر
آخر ای دلبر من از چه چنین خار شدم

جرم من چیست که از عشق تو ای یوسف دل
چون زلیخا هدف طعنه ی بسیار شدم

چه کسی فال من از قهوه ی چشم تو گرفت
کاینچنین از غم چشمان تو بیمار شدم

من که از هجر تو بیتاب ترینم شب و روز
سوختی جان و دلم ، شمع شب تار شدم

عاقبت داغ تو آتش به دل ما زد و رفت
از همان روز که رفتی ، به سر دار شدم💔
دیدگاه ها (۴)

به نگاهی دل من غرق جمالت شده است بنده‌ی عشق تو آواره‌‌ی خالت...

عاشقانه های شبنم

آقا بـیا که بی‌تو به دل‌ها قـرار نیست       🥲     دردی بزرگت...

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب آفرینش ز غبار قدم توست حسینآسمان س...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

جاده بی راهه

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط