***

***
چه شبی بود مرا
مست آن پیک شراب
عطر آغوش تو در مستی ناب

به لبم مهر سکوت
تو پر از زمزمه ی شور شباب
نور مهتاب به کمین
از پس پنجره ی کوچک تنهاییه ما

زکفم رفت قرار
شدم آن عاشق دیوانه ی فرمانبردار
سالها میگذرد
از هیاهوی شب بی تکرار

دل من مهر تو را
دارد امروز به یاد
تا ابد عشق تو را
کنم افسانه ی این
شهر و دیار....

#لیدا فنایی
دیدگاه ها (۱)

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه...عزیزم!من و تو کوچهٔ مهتاب ن...

ان کوچه و مهتاب زیادت رفتهلرز در دل بی تاب زیادت رفتهلب ت...

یک قدح تا صبح باقی مانده استمست ها رفتند و ساقی مانده استیک ...

بوی شراب می دهد میکده یِ شراب تو،مستیِ ناب می دهد باده یِ جا...

سحری بود و دلم مست گل آواز سروشدیده پر اشک و لبم بسته و جانم...

عاشق رویت شدم، دیوانه هستم بعد از اینمست چشمانت شدم، ویرانه ...

#parsaنماهنگنماهنگ حماسی #ایران_علی 🇮🇷#شیر_خدا از #محمد_معتم...

جلوه ی مهتاب در چشمانت امشب دیدنی استجام مینای نگاهت باز هم ...

ماه در آسماننوری افکندهبر تن زمین تا زمانخشت دیوارانسر به سر...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق ...که نامی خوش تر از اینت ند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط