{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هربرگ

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هربرگ
گریه کردم نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدانگهدار
بنویس مهلت موندن ی نفس بود
سهم من از همه دنیا ی قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم...
دیدگاه ها (۱)

شهدا نفس خدا هستند 🤲 رودشعر فارسی آیات غمزه هر که را صبح شها...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

قسمت ۸(بخش دو)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 169♡⁠。⁠)⁩اشكم ب...

یه تک‌پارتییی جدید از نامجونننن شیییی؟؟:))) به قلم لینا:)من ...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

و دوباره دست به نوشتن برداشتم، چیزی که براش به دنیا اومده بو...

#کپشن

سناریو:مرگ پنهان/پارت¹¹**ایزوکو**کلامی با خوانندگان: عه...بر...

پارت ششم: فاصله ی کمقبل از اینکه جونگکوک جواب بدهد، صدای شکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط