مروارید آبی

مروارید آبی
Part ¹⁰⁴

یک ساعت بعد...
ویو لانا
کوک رفته بود دنبال جیمین
همه منتظر جیمین و کوک بودن که بیان باهم شام بخورن
ویو کوک
تو فرودگاه جیمین بودم خداروشکر به موقعه رسیده بودم مثل همیشه یه تیشرت مشکی و به شلوار مشکی پوشیده بود
رفتم جلو و به اندازه قدری که دلم براش تنگ شده بود بغلش کردم
# چیشده پسرر؟ (لبخند)
_ دلم برات تنگ شده بود هیچی
بیا بریم همه منتظرتن
#میشه من نیام؟
_ لانا پارم میکنه اگه نیای خودت خوب میدونی چه سلیطه ایه
# اخه نگرانم مزاحم باشم
_ نگران هیچی نباش فردا صبح راه میوفتیم ساعت پنج پروازه
# حالا چه عجله ایه
_ نمیدونم والا لانا پاشو تو یه کفش کرده
#ای بابا تو عم با این زن گرفتنت نگرفتی نگرفتی اَد یه.... (مکث) خوبشم گرفتی
_ حتما این حرفتو به لانا میگم
# جان من نکن همینجوری میونمون خوب نیست (خنده)
_ (خنده) خب بیا بریم دیگه

نیم ساعت بعد ...

ویو لانا
سرم تو گوشی بود دو دل بودم که به یوجین الان پیام بدم یا فردا که حلال زاده خودش پیام داد

علامت یوجین ♤
♤ سلام لانا خانم بیدار هستید؟
+سلام عزیزم بله بیدارم
خوبی؟
♤ خیلی ممنونم مرسی میگم هنوز معلوم نشد کی میاید؟ دل تو دلم نیست که ببینمتون
+ اتفاقا میخواستم بهت خبر بدم
من فردا پرواز دارم ساعت پنج
♤ پس هر وقت رسیدید زنگ بزنید میام دنبالتون
+ نه عزیزم زحمت میشه
ایشالا یجایی اول باید خودت و تنها ببینم
♤ باشه پس من لوکیشن یه کافه رو میفرستم فکر کنم فردا شب برسید ایتالیا
+ بله درسته فردا سب میرسیم ایتالیا قراره مون فردا نه پس فردا ساعت دو ظهر
خوبه؟
♤ بله عالیه پس فردا نه پس فردا میبینمتون
+مواظبت کن از خودت عزیزم
♤ همچنین به کوک هم سلام برسون
+ چشم
♤ خب من دیگه مزاحم نمیشم خدافظ
+ خدافظ
پایان چت*


اسلاید دوم لباس جیمین فرودگاه

شرط بالای 48 لایک
38 کامنت

#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
دیدگاه ها (۵۹)

سرنوشت پارت (۱۲)

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

🖤 پارت ۵ | «راز پشت لبخند»شب شده بود.بعد از اتفاق صبح، عمارت...

وقتی تولدت بودو..

The unwanted Roommate __________________________ویو کیم هانا...

پارت ۲۷

Do I love him, or do I hate him?💜 P²⁸ 💜ویو جونگکوکجونگو: تا ...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

رئیس دوست داشتنی من پارت پنجم صبح بود ومن درسرکارمشغول به کا...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط