From hate to love

From hate to love




Part::4


زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه رفتن آرتمیس مشغول جمع کردن وسایلش بود که دید جونگ کوک هنوز نرفته و داره میاد سمتش سعی کرد بهش توجه نکنه
+ اوو چه خانم پرویی
_ از حدت نگذر
+ بگذرم چی میشه
_ میزنمت😂
آرتمیس تمام وسایل شو جمع کرده بود از فرصت استفاده کرد یکی زد تو سر جونگ کوک و فرار کرد

+ هوییی وحشی
_ گفتم از حدت نگذر
+ فقط بگیرمت
ویو ارتمیس

سریع دویدم سمت خونه دیدم جونگ کوک هنوز داره دنبال میاد که پام گیر کرد به یه سنگ که افتادم تو بغل یکی
وقتی نگاهش کردم جونگ کوک بود
_ ممنون
+ خواهش
جونگ کوک از فرصت استفاده کرد یکی زد تو سر آرتمیس و فرار کرد اما آرتمیس دنبالش نرفت و رفت خونه.....
ویو جونگ کوک
آرتمیس داشت می افتاد که بازوش رو گرفتم و کشیدمش تو بغلم تا نخوره زمین


ویو آرتمیس
رسیدم خونه که یه پیام از طرف مدرسه برام اومد توش نوشته بود
”امروز به مناسب شروع دانشگاه یه جشن داریم از ساعت 8 تا 12 شب“
ساعت رو نگاه کردم دیدم ساعت 2 بود رفتم حموم یه دوش 20 مینی گرفتم
اومدم موهامو خشک کردم دیدم هیچی تو خونه بجز نودل نداریم پس نودل درست کردم خوردم دیدم شده ساعت 4 لباس نداشتم پس باید یه خرید اساسی برممممم یه کت شلوار مشکی پوشیدم و یه میکاپ ریز انجام دادم........
دیدگاه ها (۳)

پارت ۴۲

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

وقتی تولدت بودو..

پارت ۲

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

From hate to lovePart::1علامت ارتمیس _علامت جونگ کوک +«ویو ا...

چند پارتی جونگ کوک دعواییسلام من ات هستم ۲ ساله با کوک ازدوا...

From hate to lovePart:6وقتی رسیدم دقیقا ساعت هشت بودکه لیا ر...

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط