من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدی

من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدی
من گیسوی بی شانه شدم.... هیچ ندیدی
آهوی تو با ناز خرامید به صحرا
دنبال تو بی خانه شدم..... هیچ ندیدی
تا زلف گشودی دل ما رفت به تاراج
گیسوی تو را شانه شدم.... هیچ ندیدی
هر بار که جوشید دلم در تب عشقت
چون باده ی میخانه شدم..... هیچ ندیدی
آغوش غزالت به غزل باز شد اما
تا سوی غزلخانه شدم..... هیچ ندیدی
من غرق دو چشمت شده بودم که ببینی
با موج تو دیوانه شدم..... هیچ ندیدی
دیدگاه ها (۱)

من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدیمن گیسوی بی شانه شدم.... هیچ...

من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدیمن گیسوی بی شانه شدم.... هیچ...

من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدیمن گیسوی بی شانه شدم.... هیچ...

من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدیمن گیسوی بی شانه شدم.... هیچ...

من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدیمن گیسوی بی شانه شدم.... هیچ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه

🌴 📎 من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدیمن گیسوی بی شانه شدم......

پاشو ای مست که دنیا همه دیوانه تستهمه آفاق پر از نعره مستانه...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط