{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"تو "مرا

"تو "مرا
آنقدر آزردی...
که خودم کوچ کنم از شهرت...
بکنم دل ز دل چون سنگت...
"تو " خیالت راحت...
می روم از قلبت...
می شوم دورترین خاطره در شب هایت...
"تو "به من می خندی...
و به خود می گویی:
باز می آید و می سوزد از این عشق..
ولی...
برنمی گردم نه!
می روم آنجایی
که دلی بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست ولی حرمت دارد...
"تو " بمان...
دلت ارزانی هرکس که دلش مثل دلت
سرد و بی روح شده ، سخت بیمار شده...
"تو "بمان در شهرت!!
دیدگاه ها (۲)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

The Last Shadow

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 221♡⁠。⁠)⁩جونگکو...

تو مرا آنقدر آزردی،که خودم کوچ کنم از شهرت...بِکَنَم دل زِ د...

تو مرا...آنقدر آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت...بکنم دل ز د...

تو مراآنقدر آزردی ..که خودم کوچ کنم از شهرت ..بکنم دل ز دل چ...

تو مرا...آنقدر آزردی..که خودم کوچ کنم از شهرت..بکنم دل ز دل ...

تو مرا...آنقدر آزردی..که خودم کوچ کنم از شهرت..بکنم دل ز دل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط