"تو "مرا
"تو "مرا
آنقدر آزردی...
که خودم کوچ کنم از شهرت...
بکنم دل ز دل چون سنگت...
"تو " خیالت راحت...
می روم از قلبت...
می شوم دورترین خاطره در شب هایت...
"تو "به من می خندی...
و به خود می گویی:
باز می آید و می سوزد از این عشق..
ولی...
برنمی گردم نه!
می روم آنجایی
که دلی بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست ولی حرمت دارد...
"تو " بمان...
دلت ارزانی هرکس که دلش مثل دلت
سرد و بی روح شده ، سخت بیمار شده...
"تو "بمان در شهرت!!
آنقدر آزردی...
که خودم کوچ کنم از شهرت...
بکنم دل ز دل چون سنگت...
"تو " خیالت راحت...
می روم از قلبت...
می شوم دورترین خاطره در شب هایت...
"تو "به من می خندی...
و به خود می گویی:
باز می آید و می سوزد از این عشق..
ولی...
برنمی گردم نه!
می روم آنجایی
که دلی بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست ولی حرمت دارد...
"تو " بمان...
دلت ارزانی هرکس که دلش مثل دلت
سرد و بی روح شده ، سخت بیمار شده...
"تو "بمان در شهرت!!
- ۳.۱k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط