...بعد از من اگر روزی بغض گلویت را فشرد
...بعد از من اگر روزی بغض گلویت را فشرد
پای احساست اگر بر سنگ خورد....
یا اگر یک روز دستان تو هم گرمی دست کسی را در میان خود ندید...
وندران هنگام تلخ که فضای سینه ات جز اه اتشناک...
چیزی را نمیداد گذر...
یادی از این عاشق افسرده کن...
بعد از من اگر زین کوچه ها مرد تنهایی گذشت...
در نگاه او اگر برق نیاز...
بر دو پایش پینه بود...
یادی از این خسته دلمرده کن...
روزگاری بعد از این...
شاخه خشکی اگر دیدی به باغ...
یا گل پژمرده ای دیدی به خاک...
بلبل افسرده ای دیدی به شاخ...
یادی از این شاعر پژمرده کن...
گر شبی تنها شدی در خلوتی...
یافتی از بهر گریه مهلتی...
لیک اشکی گونه ات را تر نکرد...
درد خود را با خدا گفتی ولی باور نکرد...
روزگاری بعد از این گر تو هم عاشق شدی...
یاد کن از من که دیگر نیستم...
پای احساست اگر بر سنگ خورد....
یا اگر یک روز دستان تو هم گرمی دست کسی را در میان خود ندید...
وندران هنگام تلخ که فضای سینه ات جز اه اتشناک...
چیزی را نمیداد گذر...
یادی از این عاشق افسرده کن...
بعد از من اگر زین کوچه ها مرد تنهایی گذشت...
در نگاه او اگر برق نیاز...
بر دو پایش پینه بود...
یادی از این خسته دلمرده کن...
روزگاری بعد از این...
شاخه خشکی اگر دیدی به باغ...
یا گل پژمرده ای دیدی به خاک...
بلبل افسرده ای دیدی به شاخ...
یادی از این شاعر پژمرده کن...
گر شبی تنها شدی در خلوتی...
یافتی از بهر گریه مهلتی...
لیک اشکی گونه ات را تر نکرد...
درد خود را با خدا گفتی ولی باور نکرد...
روزگاری بعد از این گر تو هم عاشق شدی...
یاد کن از من که دیگر نیستم...
- ۱.۳k
- ۲۳ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط