{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جدا نمی شوم از این خیالِ لعنتی ات

جدا نمی شوم از این خیالِ لعنتی ات
گرفته حالِ مرا حس و حالِ لعنتی ات

فقط به فکرِ توأم من به فکر تو به خصوص
به فکر خوردنِ لبهای کالِ لعنتی ات

تمامِ عمر من آخر سیاه خواهد شد
به پای آن دو لب زیر خال لعنتی ات

مثال می زنی از عشق های نا فرجام
و زجر می کشم از این مثال لعنتی ات

عبور میکنی از خطِ ممتد عشقم
چه بی توجه و طبق روال لعنتی ات

چه احمقانه نشستم از عشق می گویم
برای قلبِ کر و کور و لال لعنتی ات

خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد
هنوز خاطره دارم ز فال لعنتی ات.
دیدگاه ها (۲)

سکوت کمر فکرم را شکست…خسته ام…از تظاهر به خندیدن،به بودن،به ...

می توانی بروی قصه و رویا بشویراهی دورترین نقطه ی دنیا بشویسا...

وقتی که تو نیستیدنیاچیزی کم دارد مثل ِ کم داشتن ِ یک وزیدن ،...

انسان ها زود پشیمان می شوند...گاه از گفته هایشانگاه از نگفته...

پروانه جان

نام=)سایه مافیا### پارت دوازدهم: مرهمِ برآمده از تیغسکوتی سن...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

پارت: 9 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**جنگ‌های دبیرستانی همیشه از...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

KIM V

جدا نمی شوم از این خیالِ لعنتی اتگرفته حالِ مرا حس و حالِ لع...

من بال بال بال بال می‌زنم

تازگی ها در برابر بی مهری آدم ها هیچ نمی گویم سکوت و سکوت و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط