{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بوسه از آن لپ تو با ناز گرفتم

یک بوسه از آن لپ تو با ناز گرفتم

خود را که به آن راه زدی باز گرفتم

انگشت تعجب زده ات را که گزیدی

لبهای خجالت زده را گاز گرفتم
دیدگاه ها (۱)

حضرت یار

پارت 23 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍که هیون اومد و رفت همه اتاق هارو...

شُدم پیر و نجستم خانه ات راندیدم    گوهرِ    یکدانه ات رانچی...

خانه‌ای که نباید باز می‌شدباران شدیدی می‌بارید.ات از پشت شیش...

رمان تو خود منی

{خوانواده بی ارامش }

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

part fifteen ::🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫ا.ت با تعجب به مایکی نگاه کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط