سووشون

سووشون
فرشته ی مرگ، در راه که می آمدی، سووشون ما را نشنیدی؟ چقدر دلمان برای صدایش تنگ می شود.
ایکاش به هوش بودم از اول و تا این اندازه دل به صدایت نمی سپردم، که وقتی یارت به یکتا پیرهن زیر نسترن خوابیده است، تا این اندازه ویران ویران نشوم. اما! چه خوش بود همه ی این سال ها دل سپردن به صدایت و به حضورت، مگر می شود از شنیدن آوای کسی که خدا روز ازل لبانش را بوسیده است سرخوش نبود؟
ما با تو خم عشق را سبو سبو سر کشیدیم.
برخیز و ببین، رندان همه اینجا جمع اند و سلامت می کنند. راهی بزن، شعری بخوان، چیزی بگو، سه روز است که خسته ایم همه از نبودنت. ایکاش آن نگار جاروبی به دستم می داد تا توان پاک کردن اشک را از چشم ها داشته باشم.
در من توان این نیست تا برای سیاوشی که گذر از آتش را سال ها تاب آورده، برای سرو چمانی که قامتش خمیده نشد هرگز، چیزی بنویسم. اما او خود ما را آموخته است که: " به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل "
تو بگو بعد از رفتنت طبیب عشق را دکان کدام است؟
پس از تو ما در هوایت بی قراریم روز و شب، دل نهاده ایم به صبوری که چاره ای جز این نیست.
من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
که گر ز پای درآیم به در برند به دوشم
فرح امینی ابیانه
۱۹ مهر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۴)

#سلام_امام_زمانم🔹سلامی بی جواب از جانب مولا نمی ماندسلام مول...

🎂🎀 𝑯𝒂𝒑𝒑𝒚 𝑳𝒆𝒆 𝑲𝒏𝒐𝒘 𝑫𝒂𝒚 🎀🎂لینوی قشنگم، تولدت مبارککککک 😭🤍🐰امید...

پروانه جان

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

بدبختی های شاه با آمریکا

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

Iove and the MoonPart 47ویو یوناصدای تیر توی کل خونه پیچید.ی...

🖤🥀 زندگی کاری به این حرف‌ها ندارد… ادامه دارد! 🌧️🚶🏻‍♂️✨💔😔 گا...

مژده‌ای در راه است...وقتی رهبر معظم انقلاب از «قدرت اول دنیا...

پشتِ دیوارِ سردت«اگه ازم متنفری، فقط بهم بگو؛ چرا هر روز کار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط