{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم هایت با نگاهم بندبازی می کند

چشم هایت با نگاهم بندبازی می کند
چشمکت با آبروی خلق بازی می کند

خط به خط خاطراتت را خیالت خط به خط
با چه وسواسی برایم باز سازی می کند

بوسه هایت هر کسی را می برد تا آسمان
تا ببینم کی لبت بنده نوازی می کند

دست من محتاج دستان تو و دستان تو
از نیازش ادعای بی نیازی می کند

خنده هایت یک شبه قلب مرا تسخیر کرد
خندهایت مثل نادر، ترک تازی می کند
دیدگاه ها (۴)

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

من به درد گریه و دعوا و نفرین ،می خوردمن به درد نقشهای سرد و...

یک شهر در هوای تو درگیر است ، من از تمام شهر پریشان ترهی دم ...

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

چشم هایت با نگاهم بندبازی می کندچشمکت با آبروی خلق بازی می ک...

چشم هایت با نگاهم بندبازی می کندچشمکت با آبروی خلق بازی می ک...

چشم هایت با نگاهم بندبازی می کندچشمکت با آبروی خلق بازی می ک...

چشم هایت با نگاهم بندبازی می کندبرق چشمت با آبروی خلق بازی م...

شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کنددر تنور داغ آغوشت ، چه ن...

شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کنددر تنور داغ آغوشت ، چه ن...

شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کنددر تنور داغ آغوشت ، چه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط