{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کند

شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کند
در تنور داغ آغوشت ، چه نازی می کند

در تو می پیچد تمام واژه های پیکرش
در میان بوسه هایت یکه تازی می کند

می شود آن کس که باید باشد و باید شود
عاشقی را پیش چشمت صحنه سازی می کند

مثل مجنون می شود در پاره ای از لحظه ها
چون که لیلا دائماً عاشق نوازی میکند

شعر من ... آری ... تو باشی . جور دیگر میشود
وصف غم ها را فقط با فعل ماضی میکند

بی خیال درد و غمهای درونی می شود
چون تو هستی ، ادعای بی نیازی میکند
دیدگاه ها (۳)

سلام به خدایم که هر چه هست از اوست،سلام به صبح زمستانی،سلام ...

تو با قلب ویرانه ی من چه کردیببین عشق دیوانه ی من چه کردیدر ...

حضرت عشق بفرما که دلم خانه توستسر عقل آمده هر بنده که دیوانه...

امشب چه زیبا گشته ای الله اکبر مرحباای دلبر شیرین ادا، سب...

شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کنددر تنور داغ آغوشت ، چه ن...

شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کنددر تنور داغ آغوشت، چه نا...

شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کنددر تنور داغ آغوشت ، چه ن...

شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کنددر تنور داغ آغوشت ، چه ن...

شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کنددر تنور داغ آغوشت ، چه ن...

شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کنددر تنور داغ آغوشت ، چه ...

شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کنددر تنـور داغ آغوشت ، چـه...

شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کنددر تنور داغ آغوشت ، چه ن...

*** گفتگو با دل ***چون دلم شد کربلایی , سرفرازی می کند *با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط