{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنام خدا

بنام خدا
سه ساله
--؛--
شاعر:مسعودمهربان
--؛--
گرکشیده جگرم ،بس جگرم می سوزد
ازغم من جگراهل حرم می سوزد
بس که درموی سرم چنگ زده نامحرم
سرمن زخم شده،کل سرم می سوزد
پلک چشمم شده سنگین و تورم دارد
بسته وباز کنم چشم ترم می سوزد
نیمی ازچهره ی من نیلی وباقی خاکیست
ورم گونه ی همچون قمرم می سوزد
گوییا خورده تکان فک و دهان ازسیلی
موقع حرف زدن تا جگرم می سوزد
دو،سه دندان شکسته به دهان دارم که
گاه خوردن همه ی برگ وبرم می سوزد
نرمه ی گوش مرالخته ی خون پیونداست
موقع خواب رخ خون نظرم می سوزد
زینت گردن من دریورشی دزدیدند
زخم روی گلویم کرده ورم می سوزد
کعب نی خورده جناق قفس سینه ام
هرنفس سینه ی غرق شررم می سوزد
جای چکمه هنوزم روی تنم مشهودست
استخونهای درون کمرم می سوزد
زخمهای کف پایم که دهان وا کرده
می نهم پا به زمین تابه سرم می سوزد
بدنم سوخته ازآتش کین دشمن
زده تاول تنم وبال وپرم می سوزد
چیزی ازمن که نمانده مزنیدم طعنه
که دل عمه ی خونین سیرم می سوزد
--؛--
التماس دعا
دیدگاه ها (۱)

بنام خدااصحاب عشق(حبیب بن مظاهر-عابس-جون)--؛--شاعر: مسعودمهر...

بنام خداحر--؛--شاعر:مسعودمهربان--؛--مقتدای من حسین بن علیستخ...

بنام خداورودبه کربلا---؛---شاعر: مسعودمهربان---؛---کربلا یعن...

بنام خداغریب کوفه---؛---شاعر:مسعودمهربان---؛---سحر می آمدوام...

بعد تو آه چه آمد به سرم می بینی!بین دریای غمت غوطه ورم می بی...

داغ داریم نه داغـی که بر آن اخم کنیم مرگمان باد اگر شکوه ای ...

داغ داريم نه داغي كه بر آن اخم كنيم مرگمان باد كه شكواييه ا...

طاهره خنیا

#حضرت_رقیهآمدی با سر آمدی... چه کنم؟!بین تشت زر آمدی چه کنم؟...

بی‌کس و تنها قدم در زیر باران می‌زنم حرف دل را در غزل با قلب...

#حضرت_رقیهآمدی با سر آمدی... چه کنم؟!بین تشت زر آمدی چه کنم؟...

▪▪▪▪▪▪داغ داریم نه داغی که بر آن اخم کنیم مرگمان باد که شکوا...

ای آیه های فجرِ من از آسمان بگواز زخمِ بی شماره ات ای بی نشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط