خواب چشمان تو دیدم، بسترم آتش گرفت

خواب چشمان تو دیدم، بسترم آتش گرفت
در هوایت پر گشودم، تا پرم آتش گرفت
من به یاد اسم تو با دردها خو کرده ام
نام تو بر لب نشست و حنجرم آتش گرفت
تا طواف عشق بر شمع نگاهت کرده ام
بال من تنها که نه، خاکسترم آتش گرفت
من غلام همت عشقم، طریقم عاشقی است
آنکه را عاشق تو کردی، لاجرم آتش گرفت
شد عصایم عقل و منطق تا که پیدایت کنم
عقل مجنون تو گشت و باورم آتش گرفت
خواستم حسن ختام این غزل باشی، ولی
یادت افتادم، قلم با دفترم آتش گرفت
دیدگاه ها (۲۱)

خواب چشمان تو دیدم، بسترم آتش گرفت ...

خواب چشمان تو دیدم، بسترم آتش گرفت در هوایت پر گشودم، تا...

خواب چشمان تو دیدم، بسترم آتش گرفتدر هوایت پر گشودم، تا پرم ...

خواب چشمان تو دیدم، بسترم آتش گرفت ...

خواب چشمان تو دیدم، بسترم آتش گرفت ...

: خواب چشمان تو دیدم، بسترم آتش گرفت در هوایت پر گشودم، تا پ...

مذهبی بیاد پدر عزیزم 😭😭😭

تا دو چشمان تو دیدم هستیم اتش گرفتقلمم هم ناگهان حالت به رقص...

چون خواب ناز بود که باز از سرم گذشتنامهربان من که به ناز از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط