{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#کلامی_با_شهدا_امروز

#کلامی_با_شهدا_امروز
#عاشقانه_ای_از_زبان_همسر_شهید
همه دور تا دور سفره نشسته بودیم ؛ .
پدر و مادر مهدی ، خواهر و برادرش .
من رفتم توی آشپزخانه ، چیزی بیاورم
وقتی آمدم ، دیدم همه نصف غذایشان را خورده اند ،
ولی مهدی دست به غذایش نزده تا من بیایم. . .

عاشقانه های همسران شهدا
به روایت همسر سردار شهید مهدی زین الدین

شادی روح بلندش صلوات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
دیدگاه ها (۴)

همه دور تا دور سفره نشسته بودیم ؛ پدر و مادر مهدی ، خواهر و ...

سیره شهدا

‍ 🌼 #همـســر_دارے 🌼 پدر و مادرمهدی، خواهر و برادرش؛ همه دور...

.چرا "مهدی" غذایش را نمی خورد!؟ناهار خونه پدرش بودیم. همه دو...

نهار خونه پدرش بودیم، همه دور تا دور سفره نشسته بودن و مشغول...

دست به غذا نزدشهید مهدی زین الدینناهار خونه پدرش بودیم . همه...

شهید مهدی زین الدین ناهار خونه پدرش بودیم . همه دور تا دور ...

ســـــــــردار خطـــــــ شکنــــــــــــــــــــــــــــــــ...

❇️کمبوجیه و کشتن همسر باردار خود !!! ▪️در منابع تاریخی آمده ...

خبرگزاری تسنیم: از سختی‌های سال 63 که می‌گفت. روایت می‌‌کرد:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط