همه دور تا دور سفره نشسته بودیم ؛ پدر و مادر مهدی ، خواهر
همه دور تا دور سفره نشسته بودیم ؛ پدر و مادر مهدی ، خواهر و برادرش .
من رفتم توی آشپزخانه ، چیزی بیاورم
وقتی آمدم ، دیدم همه نصف غذایشان را خورده اند ،
ولی مهدی دست به غذایش نزده تا من بیایم.
من رفتم توی آشپزخانه ، چیزی بیاورم
وقتی آمدم ، دیدم همه نصف غذایشان را خورده اند ،
ولی مهدی دست به غذایش نزده تا من بیایم.
- ۸۰۹
- ۰۱ فروردین ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط