{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نهار خونه پدرش بودیم، همه دور تا دور سفره نشسته بودن و مش

نهار خونه پدرش بودیم، همه دور تا دور سفره نشسته بودن و مشغول غذا خوردن.🍝
رفتم تا از آشپز خونه چیزی برای سفره بیارم. چند دقیقه طول کشید.
برگشتم دیدم همه نصف غذایشان را خورده اند ولی آقا مهدی دست به غذا نزده تا من برگردم و با هم شروع کنیم💑 .

🌷 همسر شهید مهدی زین الدین.


⚜ ⚜ ⚜ ⚜ ⚜ ⚜ ⚜
❣ همسران پاک

@Hamsaranepak
دیدگاه ها (۱)

دست به غذا نزدشهید مهدی زین الدینناهار خونه پدرش بودیم . همه...

شهید مهدی زین الدین ناهار خونه پدرش بودیم . همه دور تا دور ...

#کلامی_با_شهدا_امروز #عاشقانه_ای_از_زبان_همسر_شهید همه دور ت...

.چرا "مهدی" غذایش را نمی خورد!؟ناهار خونه پدرش بودیم. همه دو...

سلام رفقا✋ 🌸 ماشاالله رشیدی هستم 🌸 خوشحالم که مهمون دلهای گر...

قوانین خونه به *سبک شیعه علی* روزای اول زندگی مشترکمون یه قل...

سیره شهدا

#دست_به_غذا_نزد. ناهار خونه پدرش بودیم. همه دور تا دور سفره ...

‍ 🌼 #همـســر_دارے 🌼 پدر و مادرمهدی، خواهر و برادرش؛ همه دور...

#سیره_شهدا ⚜ یه روز عصر که پشت موتور نشسته بود و می رفت❗ ️...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط