می بارید

می بارید
و دستمال کاغذی مچاله می کرد
از دور ولی
شبیه خدایی غمگین بود
دختری که داشت اینبار
از #باران☔
تکه های ابر می ساخت.

#حمید_جدیدی
دیدگاه ها (۲)

می‌دانم فاصله گاهی امتحان بزرگی‌ست، اما یاد تو، گرمای حضور ت...

شاید فکر کنی برای ساخت گوشواره‌های خاص رزینی حتماً باید کلی ...

عشق یعنی این

پارت پنجم | روزِ بارانیاز صبح باران می‌بارید.کافه خلوت‌تر از...

👧فیلیکس و می سان 🫅🏻

داستان

🌻سوخت نگاری تکنیکال روش جدید و تغییر یافته ی هویه کاری سابق ...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۱اتاق آت، دنیایی بود که در آن زما...

فیک جدید

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط