(آهنگ فراموش شده‌ی ما)

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)
پارت ۱

اتاق آت، دنیایی بود که در آن زمان متوقف شده بود. بوی کاغذهای قدیمی، رایحه‌ی ملایم قهوه‌ی سرد شده و سکوتی که گاهی صدای فریادهای درونش را بلندتر می‌کرد. در گوشه‌ی اتاق، پیانویی سیاه و براق قرار داشت که تنها دوستِ واقعی او بود؛ تنها کسی که هر شب غم‌هایش را بدون قضاوت می‌شنید.

آت روی صندلی چوبی‌اش نشسته بود و قلمش را روی کاغذ می‌کشاند. او نویسنده‌ی آهنگ بود، اما نه از آن آهنگ‌هایی که در رادیو پخش می‌شد و همه را به رقص می‌آورد. آهنگ‌های آت، تکه‌هایی از روحش بود که در قالب نت‌ها روی کاغذ می‌ریخت. هر خط، هر مِـلودی، داستانی از تنهایی بود که از ده سالگی شروع شده بود.

او به عکس قدیمی و تار روی میز نگاه کرد. عکسی که لبه‌هایش زرد شده بود. تصویر مادری که لبخندی مهربان بر لب داشت. آت به یاد آورد که وقتی ده سالش بود، دنیا برایش به رنگ سیاه درآمد. مرگ مادر، اولین نتِ غم‌انگیزی بود که در زندگی‌اش نواخت. اما درد واقعی، سال‌ها بعد آمد.

در ۱۶ سالگی، وقتی فکر می‌کرد پدرش تنها تکیه‌گاه اوست، پدرش با یک جمله تمام رویاهایش را ویران کرد. او رفت. بدون اینکه برگردد، بدون اینکه حتی یک بار دیگر به چشم‌های خمار و غمگین دخترش نگاه کند. پدرش در کشوری دور، زندگی جدیدی را با زنی دیگر و پسری که تقریباً هم‌سن آت بود شروع کرده بود.

آت آهی کشید و قلمش را روی کاغذ فشار داد. او یاد گرفته بود که چگونه یک دیوار بلند و نفوذناپذیر دور خودش بسازد. در دنیای بیرون، او دختری بود با وقار، آرام و تا حدی خشک؛ دختری که کسی نمی‌توانست بفهمد در سرش چه می‌گذرد. همه او را «سرد» می‌دیدند، اما کسی نمی‌دانست که این سردی، تنها راهی بود که آت پیدا کرده بود تا از قلبِ شکننده‌اش محافظت کند.

او بلند شد و به سمت پنجره رفت. به آسمان خاکستری نگاه کرد و زیر لب زمزمه کرد: «خیلی وقت است که دیگر هیچ آهنگی را تمام نکردم... انگار تکه‌ای از من گم شده است.»

او نمی‌دانست تکه‌ی گم‌شده‌اش، سال‌ها پیش در خاطراتی دفن شده که حالا، تقدیر داشت دوباره بیدار شوند.
دیدگاه ها (۰)

𓆩 پارت ۶۴ 𓆪 🖤جیمین فوراً به عمارت برگشت و ات هم همراهش رفت.و...

#عقد_با_رئیس_مافیاعقد با رئیس مافیا پارت 28ات هنوز به صفحه‌ی...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

بریم پارت ۵۵ دختر کوچولوم:سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۵ات چن...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁷﴿ویو راوی﴾ات آرام برگه را از روی زمین ...

Last leaves/رمان جیمین

part 10

جنگل نفرین شده پارت ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط