{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفس نفس به درونت بکش هوایم را

نفس نفس به درونت بکش هوایم را
و پر کن از نفست ذره ذره هایم را

نسیم باش و به بازی بگیر چون پر قو
شبانه ، گیسوی بر شانه ها رهایم را

اگر همیشه مرا بیم سرنگون شدن است
تو کج گذاشته ای خشت ابتدایم را

زنی به میل خودت آفریده ای از من
خودت به هم زده ای نظم آشیانم را

فرشتگان مقرب هنوز حیرانند
تورا به سجده در آیند یا خدایم را

من اختراع توام ، ثبت کن مرا که خدا
کنار رفت و پذیرفت ادعایم را
به اسم شهر تو تغییر می دهد یک روز
شناسنامه من ، اسم روستایم را

شغال های بیابان تمام شب تا صبح
مدام زوزه کشیدند رد پایم را

برای آن که بدانند من ازآن توام
به بوسه مهر بزن بین شانه هایم را

دیدگاه ها (۹)

_____پارت²⁰ نفرین کوچولو_____لوسیفر یک قدم از دل تاریکی بیرو...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

نفس نفس به درونت بکش هوایم راو پر کن از نفست ذرّه ذرّه هایم ...

پانته‌آ صفایی

ترا دارم..تا نفس دارم..تا جون دارم..ترا در اغوشم..در شانه ها...

باید تو را برای خودم زندگی کنمباید تو را برای خودم این منِ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط