{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى ساخت ، آن زن کره ها

مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى ساخت ، آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است. مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم ؛ بنابراین یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر شما را به عنوان وزنه قرار دادیم . مرد بقال از شرمندگی نمیدانست چه بگوید ... یقین داشته باش که: به اندازه خودت برای تو اندازه گرفته می شود...
دیدگاه ها (۳)

ﺍﻭﻝ ﺧﻂ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺷﺪﻡ ۱ﻧﻔﺮ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﭘﺮ ﺷﻪبعد ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ...

انسان در طول زندگی برای چهار چیز تلاش میکنه1- اسمم بلند باش...

تا حالا به عدد 12 این طور نگاه کرده بودید؟لا اله إلا الله ...

ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺪﺍﺭﻣﺸﺎﻥ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ... ...

نماز با زبان عربی

پرنده گاوچرانک دم‌نواری یا همان Bar-tailed Godwit با وزن حدو...

سناریو: (وقتی عضو نهمی و دوست دخترشونی و انرژی زنانه منفی صد...

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

#تکپارتیموضوع:(وقتی به عنوان همسرش میری کنسرت)جونگین/ا.تجونگ...

مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى ساخت ، آن زن کره ها را...

مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى ساخت ،آن زن کره ها را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط