بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
مثال :
به عنوان مثال: اگر به شما بگویند که خودت را تعریف کن و بشناسان - درخت یا حیوان را تعریف کن و بشناسان -حقیقت وجودی و غیر مادی مثل عشق را تعریف کن و بشناسان ...؛ چه میگویید؟ آیا غیر از این است که فقط میتوانید به نشانهها و آثار اشاره کنید؟
اگر بگویید:من انسان هستم؛ من مذکر یا مؤنث هستم؛ نوجوان یاجوان هستم؛ مسلمان هستم؛ ایرانی هستم؛ دانش آموز هستم؛ مجرد هستم؛ 165 سانت قد دارم، 65 کیلو وزن دارم، سفید رو یا گندمگون هستم و ...؛ اینها همه نشانهها، اسمها و آثار شماست، نه خود شما. چنان که اگر اسم ظاهرتان علی، حسین، فاطمه، مریم و ... باشد نیز یک نشانه است، نه خود شما.
پس وقتی هر چیزی را با اسم، نشانه و اثر شناخته میشود، چطور در خداشناسی متوقع میگردند که حتماً باید نه تنها ذات مقدس را بشناسیم، بلکه حتی با چشم مادی ببینیم، یا صدایش را بشنویم؟! گویی که باید جسم و صدا داشته باشد!
گوسالهسازی و گوساله پرستی: این انتظار و توقع غلط، سبب میگردد که در هر دوره و برههای، سامریهایی بیایند و مجسمههای گوسالهای بسازند البته با پول خودمان که هم دیده میشوند و هم صدا دارند و بگویند: این است همان إله شما و پیامبر شما : فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ - پس سامرى براى آنها از زيورهاى آب شده مجسمه گوسالهاى كه صداى گوساله داشت بيرون آورد، آن گاه او و همكيشانش گفتند: اين خداى شما و خداى موسى است؛ كه موسى آن را فراموش نموده است یاسامری خدا را فراموش نموده است.(سوره طه آیه 88)
خدای مخلوق اوهام :
شاید بتوان گفت که بدترین نوع شرک و خداسازی، ساخت و توصیف انواع و اقسام خداها در عالم و هم میباشد؛ چرا که برای خدایان کاذب بیرونی، به راحتی میتوان ادله بطلان آورد و یا حتی آنها با تبر شکست و از بین برد، اما خدای اوهام، خدایی است که فرد آن را در درون ذهن خود میسازد و به شدت به آن وابسته میشود و با ادله دیگران نیز کاری ندارد.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت دوم :
مثال :
به عنوان مثال: اگر به شما بگویند که خودت را تعریف کن و بشناسان - درخت یا حیوان را تعریف کن و بشناسان -حقیقت وجودی و غیر مادی مثل عشق را تعریف کن و بشناسان ...؛ چه میگویید؟ آیا غیر از این است که فقط میتوانید به نشانهها و آثار اشاره کنید؟
اگر بگویید:من انسان هستم؛ من مذکر یا مؤنث هستم؛ نوجوان یاجوان هستم؛ مسلمان هستم؛ ایرانی هستم؛ دانش آموز هستم؛ مجرد هستم؛ 165 سانت قد دارم، 65 کیلو وزن دارم، سفید رو یا گندمگون هستم و ...؛ اینها همه نشانهها، اسمها و آثار شماست، نه خود شما. چنان که اگر اسم ظاهرتان علی، حسین، فاطمه، مریم و ... باشد نیز یک نشانه است، نه خود شما.
پس وقتی هر چیزی را با اسم، نشانه و اثر شناخته میشود، چطور در خداشناسی متوقع میگردند که حتماً باید نه تنها ذات مقدس را بشناسیم، بلکه حتی با چشم مادی ببینیم، یا صدایش را بشنویم؟! گویی که باید جسم و صدا داشته باشد!
گوسالهسازی و گوساله پرستی: این انتظار و توقع غلط، سبب میگردد که در هر دوره و برههای، سامریهایی بیایند و مجسمههای گوسالهای بسازند البته با پول خودمان که هم دیده میشوند و هم صدا دارند و بگویند: این است همان إله شما و پیامبر شما : فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ - پس سامرى براى آنها از زيورهاى آب شده مجسمه گوسالهاى كه صداى گوساله داشت بيرون آورد، آن گاه او و همكيشانش گفتند: اين خداى شما و خداى موسى است؛ كه موسى آن را فراموش نموده است یاسامری خدا را فراموش نموده است.(سوره طه آیه 88)
خدای مخلوق اوهام :
شاید بتوان گفت که بدترین نوع شرک و خداسازی، ساخت و توصیف انواع و اقسام خداها در عالم و هم میباشد؛ چرا که برای خدایان کاذب بیرونی، به راحتی میتوان ادله بطلان آورد و یا حتی آنها با تبر شکست و از بین برد، اما خدای اوهام، خدایی است که فرد آن را در درون ذهن خود میسازد و به شدت به آن وابسته میشود و با ادله دیگران نیز کاری ندارد.(ادامه دارد...)
- ۵۱
- ۰۸ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط