#طنـــــز_جبهـــــہ

#طنـــــز_جبهـــــہ

🍁 فرمانده گردانمون شهید حاج علے باقرے
نیم ساعت در مورد سڪوت در شب حرف زد:
برادرا هیچ صدائے نباید از شما شنیده بشہ !
سکـوت ، سکـوت، سکـوت
ڪوچڪترین صدا مے تونہ
سرنوشت یڪ عملیات رو عوض ڪنہ
باید سڪوت رو تمرین ڪنیم...

گردان در یڪ ستون به حرڪت در آمد
و ما همه مواظب بودیم
صدای پاهایمان هم شنیده نشود
ڪہ در سڪوت و تاریڪے مرگبار شب
ناگهان فریادے از عمق وجود
همه ما را میخڪوب ڪرد
آقای اسحـاقیان بود
مرد ساده دلی ڪه خیلی دوست داشتنے بود:
در تاریڪے قبر علے بفریادت برسہ
بلنـــد صلـــوات بفـرست
همہ بچہ مانده بودند صلـوات بفرستند ؟
بخنــدند؟؟
بعضیہا اجابت ڪرده بلند صلوات فرستادند
و بعضے ها هم آرام
اما حاج علے عصبانے فریاد کشید:
بابا سکـوت سکــوت سکــوت

و باز سڪوت بود ڪه بر ستون حاڪم شد
و در تاریڪی به پیش مے رفت ڪه،
این بار با صدائے بہ مراتب بلنــدتر
فریاد ڪشیــد:
لال از دنیا نری بلنــد صلــوات بفرست .
و باز ما مانده بودیم چہ ڪنیم ...
حاج علے باقرے دوبـاره عصبانے تر ...

هنوز حرفهاے حاج علے تمام نشده بود
ڪه فریاد اسحــاقیان بلند شد:
سلامتے فرمانــدهان اسلام
سـوم صلـــوات رو بلنـــــدتر ..
خود حاج علے هم از خنده نتونست
دیگه حرف بزنہ ...😂

💝 بیایید برای ظهور کاری کنیم💝

☆خــٰـادمُ المـَھدے☆
Wisgoon:@FaFa15
دیدگاه ها (۳)

زن ها را زیاد پیچیده شان ڪرده ایمباور ڪنیم دنیاے زن ها آنقدر...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 #آیه_های_جنون#قسمت_پنجا...

از نگاه نڪردن به دختران درحال شنا ...تا زیارت حضرت صاحب الزم...

محو سخنان حاج همت بودم که در صبحگاه لشگر با شور و هیجان و حر...

ماجرای آب خوردن شهید همت از پوتین یک رزمندهحاجی انگار که حوا...

* خاطره ای زیبا از سرلشگر شهید همت *اللهم عجل لولیک الفرج......

حاج ابراهيم همت همان ژنرالی است که روزگاری در سپاه 11 قدر بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط