🔰اربعین، حرکتی شتابان به سوی ظهور...ادامه🔰
روزنامه کيهان 1402/06/13
🔰اربعین، حرکتی شتابان به سوی ظهور...ادامه🔰
اربعین از این حیث فقط یک یادکرد نیست؛ فقط یک راهپیمایی سوگوارانه نیست؛ یک موج تمدنی است که در آن، هر چند دینداران و دنیاداران در دو سوی معرکه ایستادهاند، دین و دنیا بهم رسیدهاند در اربعین دینداران به شتاب میروند تا دنیایی دیگر بسازند؛ دنیایی که لیاقت حضور داشته باشد. دنیا باید از دست دنیاداران خلاص شود و معنایی سراسر دینی پیدا کند. از اینروست که در راهپیمایی اربعین هر نیاز دنیایی، نشان دینی دارد. خوردن و خوراندن در این دنیا، رنگ تجارت معمول ندارد؛ تجارتی معنوی است که در سوره صف «وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا» خوانده شده است. در این بازار، استراحت و سایهنشینی برای تنآسایی نیست، لختی درنگ برای حرکتی پرشتابتر و بانشاطتر است. در این راه پیمودن، زخم و تاول هم هست؛ اما در هر قدم خدمتگزارانی به انتظار نشستهاند تا به مژگان التیام بخشند. اربعین آمده، رنگها را به هم زده، زبانها را یکی کرده، لهجهها را درهم آمیخته است. همه به یک رنگ و زبان و لهجه درآمدهاند و آن «حسین» است. در اینجا همه با «حسین» شناخته میشوند. بنابراین اربعین بزرگترین آوردگاه بشری است. درست است در آن صدای چکاچک شمشیرها به گوش نمیرسد. دو صف نیست یک صف است و آن یک صف، صف حسین برای «نجات بشر» است؛ «لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ». این خط ظهور است در وقت ظهور جبهه، جبهه حق است آنسان که باطل به چشم نیاید و در صحنه نماند. راهپیمایی اربعین مگر غیر از این است؟ حرکت و سفر؛ برای بعضی عراقیها زیارت اربعین دو ماه طول میکشد و کمتر زائری است که لااقل یک هفته در راه نباشد. طی طریق میلیونها انسان بدون حادثه! آیا این جامعه اربعین، همان جامعه ظهور نیست؛ فعلاً در قطعهای و فردا در همه قطعهها؟! در زمانی که عراق جولانگاه گرگهای داعش بود، باز هم اربعین آرام بود. این یعنی صف اربعین یک صف است، بلکه همه صف است و همه صحنه پر از اربعین است. اربعین پس از عاشورا و ادامه آن است، اما ادامه جبهه حق. در عاشورا جبهه باطل هم بود، اما در اربعین دیگر حرف و سخن یکی و آن حرف و سخن جبهه حق است. دیگر از عربدهکشیهای شمر و صحنهآراییهای ابنسعد خبری نیست. همه میدان پر از حسین، زینب، سجاد، حبیب، زهیر، قاسم، عباس و علیاکبر است. این اربعین میخواهد تمدن عاشورا را که حسین به پایش جان داد، به وجود بیاورد؛ محور این تمدن «امام» است، امامی که منتظر است و اربعین میخواهد جهان را پر از حضور امام منتظر بگرداند. این رمز شوق اربعین است. آنکه در اولین اربعین غسل کرد و فریاد «حبیبی حسین» سر داد و خود را بر آن قبر مطهر افکند و با آب دیدگان، آن را شست، مخزنالاسرار رسول خدا بود و آنچه کرد به عنایت کرد نه به ابتکار. کما اینکه در اشعاری که به ابیعبدالله الحسین علیهالسلام منسوب است گفته شده،گریهها را من به چشم شما و سوزها را من به سینه شما میآورم و فرمود «من کشته اشکهایم». اربعین اتصال عزم حسینی با هدف حسینی است. هدف که در کربلا محقق نشد، اربعین آن هدف را محقق میکند و جالب این است که عزم از امام است و تأمین هدف از امت است. اربعین از این رو اربعین است. هیچگاه در تاریخ ننوشتهاند که امامی جلودار جمعیت راهپیمایی اربعین شده است. اربعین امت را به امام میرساند، مبدأ حرکت اربعین، امام شهید و مقصد آن، امامی که ظهور خواهد کرد. اربعین میدان امت است. در این راه حرکت عمومی لازم است. آنانکه آماده نیستند هم باید حرکت کنند تا در حین حرکت آماده شوند. هیچ پیامبری قبل از ابلاغ رسالت، مأمور تربیت گروهی نشده، تربیت بعد از بعثت است نه پیش از آن و البته آنان که تربیت شدهاند، بعثتپذیرترند. وضع ظهور هم همین است باید حرکت کرد، در فضایی اربعینی که دنیا را به دین رسانده و فاصله را برداشته است.
سعدالله زارعی
🔰اربعین، حرکتی شتابان به سوی ظهور...ادامه🔰
اربعین از این حیث فقط یک یادکرد نیست؛ فقط یک راهپیمایی سوگوارانه نیست؛ یک موج تمدنی است که در آن، هر چند دینداران و دنیاداران در دو سوی معرکه ایستادهاند، دین و دنیا بهم رسیدهاند در اربعین دینداران به شتاب میروند تا دنیایی دیگر بسازند؛ دنیایی که لیاقت حضور داشته باشد. دنیا باید از دست دنیاداران خلاص شود و معنایی سراسر دینی پیدا کند. از اینروست که در راهپیمایی اربعین هر نیاز دنیایی، نشان دینی دارد. خوردن و خوراندن در این دنیا، رنگ تجارت معمول ندارد؛ تجارتی معنوی است که در سوره صف «وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا» خوانده شده است. در این بازار، استراحت و سایهنشینی برای تنآسایی نیست، لختی درنگ برای حرکتی پرشتابتر و بانشاطتر است. در این راه پیمودن، زخم و تاول هم هست؛ اما در هر قدم خدمتگزارانی به انتظار نشستهاند تا به مژگان التیام بخشند. اربعین آمده، رنگها را به هم زده، زبانها را یکی کرده، لهجهها را درهم آمیخته است. همه به یک رنگ و زبان و لهجه درآمدهاند و آن «حسین» است. در اینجا همه با «حسین» شناخته میشوند. بنابراین اربعین بزرگترین آوردگاه بشری است. درست است در آن صدای چکاچک شمشیرها به گوش نمیرسد. دو صف نیست یک صف است و آن یک صف، صف حسین برای «نجات بشر» است؛ «لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ». این خط ظهور است در وقت ظهور جبهه، جبهه حق است آنسان که باطل به چشم نیاید و در صحنه نماند. راهپیمایی اربعین مگر غیر از این است؟ حرکت و سفر؛ برای بعضی عراقیها زیارت اربعین دو ماه طول میکشد و کمتر زائری است که لااقل یک هفته در راه نباشد. طی طریق میلیونها انسان بدون حادثه! آیا این جامعه اربعین، همان جامعه ظهور نیست؛ فعلاً در قطعهای و فردا در همه قطعهها؟! در زمانی که عراق جولانگاه گرگهای داعش بود، باز هم اربعین آرام بود. این یعنی صف اربعین یک صف است، بلکه همه صف است و همه صحنه پر از اربعین است. اربعین پس از عاشورا و ادامه آن است، اما ادامه جبهه حق. در عاشورا جبهه باطل هم بود، اما در اربعین دیگر حرف و سخن یکی و آن حرف و سخن جبهه حق است. دیگر از عربدهکشیهای شمر و صحنهآراییهای ابنسعد خبری نیست. همه میدان پر از حسین، زینب، سجاد، حبیب، زهیر، قاسم، عباس و علیاکبر است. این اربعین میخواهد تمدن عاشورا را که حسین به پایش جان داد، به وجود بیاورد؛ محور این تمدن «امام» است، امامی که منتظر است و اربعین میخواهد جهان را پر از حضور امام منتظر بگرداند. این رمز شوق اربعین است. آنکه در اولین اربعین غسل کرد و فریاد «حبیبی حسین» سر داد و خود را بر آن قبر مطهر افکند و با آب دیدگان، آن را شست، مخزنالاسرار رسول خدا بود و آنچه کرد به عنایت کرد نه به ابتکار. کما اینکه در اشعاری که به ابیعبدالله الحسین علیهالسلام منسوب است گفته شده،گریهها را من به چشم شما و سوزها را من به سینه شما میآورم و فرمود «من کشته اشکهایم». اربعین اتصال عزم حسینی با هدف حسینی است. هدف که در کربلا محقق نشد، اربعین آن هدف را محقق میکند و جالب این است که عزم از امام است و تأمین هدف از امت است. اربعین از این رو اربعین است. هیچگاه در تاریخ ننوشتهاند که امامی جلودار جمعیت راهپیمایی اربعین شده است. اربعین امت را به امام میرساند، مبدأ حرکت اربعین، امام شهید و مقصد آن، امامی که ظهور خواهد کرد. اربعین میدان امت است. در این راه حرکت عمومی لازم است. آنانکه آماده نیستند هم باید حرکت کنند تا در حین حرکت آماده شوند. هیچ پیامبری قبل از ابلاغ رسالت، مأمور تربیت گروهی نشده، تربیت بعد از بعثت است نه پیش از آن و البته آنان که تربیت شدهاند، بعثتپذیرترند. وضع ظهور هم همین است باید حرکت کرد، در فضایی اربعینی که دنیا را به دین رسانده و فاصله را برداشته است.
سعدالله زارعی
- ۴.۳k
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط