{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرزو داشتم..!

آرزو داشتم..!
کودکی باشم در خاک روژآوا
خاکی که با خون
و اشک های مادرانه ،
آباد گردید
کودکی باشم که
سلاح جنگش فقط
قلم و کتاب باشد
لباس جنگ او
کیف و جامدادی شود!

و به جنگ بروم
جنگ بی عدالتی
جنگ فقر
جنگ بی سوادی برادرم....!!!!
آری...
برای آزادی خاک خود بند پوتین ببندم...
تا که روژآوا
سرزمین بی عدالتی نباشد
و در آن دیگر کسی
چهره ی و توپ تانک را نبیند
سرزمینی نو...!

جایی که کسی لحظه ای
به احترام خون پاک تو
به وطن و ملتش خیانت نکرده
جایی که عشق به شما
خستگی را از چهره ی همه گرفته
و یک تنه کودک و جوان
همه و همه بر شکستن
عقب ماندگی میجنگند
انقدر کار کنیم که
فرهنگ و زبان کوردی مان را
که سال ها اسیر
عرب بادیه نشین بوده
را آزاد کنم
و در اخر بگویم که این بود
دست رنج سال ها جنگ شما
ای دختر کوبانی
و ای مادران شهید...


#somakurd


#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۱)

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۳: «راز...

پیوند خون و اختیارپارت ۱ | شبی که سرنوشت نوشته شدباران آرام ...

‍ ‍ .بوق نزن، سالار خستس ...طرح جدید مانتو برای بانوان ! شای...

این روزها پای احساسم لنگ می زند ومفهوم زنده بودن را نمی توان...

نه کوبانی، نه آمرلی، جانم فدای ایران! جنایات دامنه‌دار گرو...

گاهی به زندگی شیرکو بیکه‌س اقلیم کردستان عراق- شیرکوه شعر ک...

‍ #انتشار_دهید آخرین دست نوشته #شهید احمدرضا احدی رتبه اول ک...

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ #انتشار_دهید ( دکتر آسمانی )آخرین دست نوشته #شهید ...

سرودهٔ توران شهریاری (بهرامی) شگفتا ز زیر و بم روزگار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط