{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگو چرا بنویسم به دفتری که ندارم

بگو چرا بنویسم به دفتری که ندارم
هنوز هم غزل از حال بهتری که ندارم
غم آنچنان نفسم را گرفته است که اینک
امید بسته ام اما به ساغری که ندارم
دلم هوای تو دارد ولی چگونه ببندم
هزار نامه به پای کبوتری که ندارم؟
به رغم آن که نبودی همیشه پای تو ماندم
که سخت مومنم اما به باوری که ندارم

اگرچه بافتنی نیست راه تا تو رسیدن
به جز خیال ولی کار دیگری که ندارم

شبیه ابر بهاری دلم عجیب گرفته
کجاست شانه ی امن عزیزی که ندارم؟!♡
دیدگاه ها (۳)

بارالها ؛آنجا که جهان را به کامم تلخ می گیری و راه را بر من ...

ازمن خواست حلالش کنم!!کسی که بهترین روزهای عمرم رابرایش حرام...

در عمق دریا دلم می خواست چشم هایم را ببندم و برای چند لحظه ه...

انسانها را درزیستن بشناس نه درگفتن...درگفتـــــــــار همه آر...

بگو چرا بنویسم ،به دفتری که ندارمهنوز هم غزل، از حال بهتری ک...

بگو چرا بنویسم ،به دفتری که ندارمهنوز هم غزل، از حال بهتری ک...

بگو چرا بنویسم به دفتری که ندارمهنوز هم غزل از حال بهتری که،...

💚💛💚بگـو چـرا بنـویسم بـه دفتری که ندارمهنـوز هم غـزل از حال...

عاشقانه های شبنم

غم آنچنان نفسم را گرفته‌است که اینکامید بستـه‌ ام اما ، بـه ...

غم آنچنان نفسم را گرفته‌است که اینکامید بستـه‌ ام اما ، بـه ...

به رغم آنکه نبودی همیشه پای تو ماندمکه سخت مؤمنم اما ، به با...

زهرا جهانی شاعر بابلسری

آیت‌اله سلطانیان شاعر ایلامی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط