غم آنچنان نفسم را گرفته‌است که اینک

غم آنچنان نفسم را گرفته‌است که اینک
امید بستـه‌ ام اما ، بـه ساغری که ندارم

دلـم هـوای تـو دارد، ولی چگونه ببندم
هـزار نامه بـه پـای کبـوتری که  ندارم؟

شبیـهِ ابـرِ بهـاری، دلـم عجیب گرفتـه
کجاست شانه ی امنِ برادری که ندارم؟


#عاشقانه
#دلنوشته
❤️🌹❤️
دیدگاه ها (۰)

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

پارت: 10 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**روز چهارم تنبیه بود و سال...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

{محکوم به لمس } part ۲۵ 杂交种با بلند شدن تعظیم کرده بیرون رفت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 54 "" فلش بک | دو سال ...

زیبای کوچک فریبکار

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 15چطور شده که جئون ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط