{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما آدم هایِ لاکچری

ما آدم هایِ لاکچری
و ورژن بالایی نبودیم.
ما دوست داشتنمان سنتی بود
و محبت کردنمان در نهایتِ سادگی ...
دور زدن را به ما یاد نداده بودند ،
و ریشه ی مشکلاتمان همین جا بود !
شاید اگر هفت خطی بلد بودیم ؛
از صداقتمان برایِ خودمان کلاه
نمی بافتند ...
شاید اگر کمی سیاست داشتیم ؛
محبتمان ، قفلِ اسارتمان نمی شد ...
ما با تمامِ مردمِ این حوالی فرق داشتیم ...
نباید ساده تربیتمان می کردند ...
این روزها ؛کسی جنبه ی محبت ندارد !
سادگی ، خطایِ بزرگیست ...
و اصالت به هیچ دردی نمی خورَد ...
چاره ای نیست ! باید کمی هم "بد" بود ...
بد بودن ؛ چاشنیِ حیاتیِ این روزهاست ...
دیدگاه ها (۲)

پارت ۳ ویو ا.ت بعد از ۱۰ دقیقه رانندگی به مقصدی که می‌خواستی...

📖 آکادمی آستریاپارت ششم | «اولین همکاری»صبح روز بعد...آکادمی...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۱

پارت چهل‌وهشتم | میان درخت‌هاپارک لاراهنوز چند دقیقه از پیشن...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۹: سکوتِ رضایتاتاق ولیعهد در آرامشی غریب ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁶_تو..چرا همش میخوای قهرمان باشی؟صداش...

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

My lovely neighbor part : 60

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط