{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم : ای جنگل پیر

گفتم : ای جنگل پیر
تازگیها چه خبر ...؟

پوزخندی زد وگفت :
هیچ ، کابوس تبر

گفتم از چوب درختان بهار
چه کسان بهره برند ...؟

گفت :
آنان که درختند و به ظاهر تبرند

گفتم اما ،
مگر از جنس خودت نیست تبر ...؟

پوزخندی زد و گفت :
تازگیها چه خبر ...؟!
دیدگاه ها (۱۱)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 22_مامان هر غلطی بخو...

P : 20

&سناریو&وقتی:``وقتی‌ براشون‌ بالم‌ لب‌ میزنی....``مکنه لاینج...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۷‌بعد از یک هفته‌ای ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p62جیمین لب‌هاش رو روی هم فشار داد. نه بر...

Part 49کیم‌ویا.تبا احساس خفگی از خواب بیدار شدمتهیونگ محکم ب...

فاصله یک لبخند تا جنون

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت ۲۳ (پایان): سقوطِ امپراتوری ...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط