این سینه نیست، مرکز اجماع دردهاست دیگر قدم خمیده تر از پیرمردهاست قلبی شکسته ، قامت خسته ، تمام من

این سینه نیست، مرکز اجماع دردهاست
دیگر قدم خمیده تر از پیرمردهاست

قلبی شکسته ، قامت خسته ، تمام من
این شهر بازمانده ی بعد از نبردهاست

جان می کند دلم، همه سر گرم می شوند
چون رقص تاس در وسط تخته نردهاست

طوفان بکن! مرا بشکن! دل نمی کنم
دریا تمام هستی دریا نوردهاست

جای گلایه نیست اگر درد می کشم
صد قرن آزگار ، همین رسم مردهاست...
دیدگاه ها (۱)

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

پارت ۲۸اتاقِ تمرینِ رقص، با آینه‌های قدیِ عظیم و کفپوشِ چوبی...

My lovely neighbor part : 79

این سینه نیست، مرکز اجماع دردهاستدیگر قدم خمیده تر از پیرمرد...

این سینه نیست, مرکز اجماع دردهاست...دیگر قدم خمیده تر از پیر...

ای ماه شب دریا ای چشمه زیبائی یک چشمه و صد دریا فریبائی

.چرا این خطوط، این حروف الفبا شکسته؟چرا «ز»چرا «ه»چرا «ر»چرا...

ماساژ قلبی❤آغاز ماساژ قلبی به علت کمک به پمپاژ مصنوعی قلب، ا...

♡♡ پست ویژه ♡♡میدانی ؟دیگر مردی را نمی بینم که دلش بلرزد !...

هراسی نیست از بی برگی پاییز.هراسی نیست از زمستان بی بخاری.ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط