{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مولا جان...

مولا جان...

همیشه گفته اند که شاید این جمعه بیایی، شاید...

تو همه ی جمعه ها آمدی....

این جمعه هم آمدی ولی ما تو را ندیدیم

این جمعه هم مثل هزاران جمعه ی گذشته آمدی

با احساس و شور و شوق آمدی

در زدی باز نکردند در را...!!

می دانم نا امید نمیشی جمعه ی بعد هم می آیی

ولی کیست که در را برویت باز کند...

تو به امدن از ما هم مشتاق تری ...ولی ما نمی آییم !!

ما که توشه مان سنگین شده از بارگناه ونمی توانیم آن را زمین بگذاریم...!!

نه که نتوانیم، می توانیم ولی نمی خواهیم ...

غرورمان اجازه نخواهد داد از کسی کمک بگیریم...

خدا که آسمان ها را آبی نگه می دارد ،می تواند زلالمان کند ،ولی خودمان نمیخواهیم...

دریغ ،دریغ که ما یک قدم را به سوی تو برنداشتیم و فقط از تو انتظار داریم جمعه بیایی...

اری تو جمعه ها می آیی ولی ما نمی آییم...

شاید این جمعه بیاییم شاید...!!


اَللّهُــــمَّ عَجـِّــل لِوَلیِّــــکَ الفَـــــرَج

برای حمایت از ما لطفا share کنید

پیج فرهنگی مذهبی چشم انتظاران مهدی (عج)
http://line.me/ti/p/%40suh1318r
دیدگاه ها (۳)

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

یغما نشابوری

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

#حکایت_قدیمی 🌿 حکایت ملانصرالدین و ارزن روی طنابروزی روزگاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط