{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوست

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گفت: وقتي اين همه اموال رو تقسيم ميكردن ما كجا بوديم. دوست او دستش رو گرفت و به بيمارستان برد و گفت.: وقتي اين بيماريها رو تقسيم ميكردن ما كجا بوديم!!!! خدايا واسه داده ها و نداده هات شكر...
اگه ارزششو داره اینو برای تمام اد لیستت بفرست.؛
الهی!یک ذهن آرام.....
یک تن سالم......
یک خواب شیرین....
یک خیال راحت...
یک روز قشنگ.....
یک خبر خوش......
یک خوشی از ته دل....
نصیب همه دوستای عزیزم کن.... آمین
دیدگاه ها (۵)

خورشید را باور دارم حتی اگر نتابد،
به عشق ایمان دارم حتی اگر...

خورشید را باور دارم حتی اگر نتابد،
به عشق ایمان دارم حتی اگر...

برایت چه بخواهم ز خدا،بهتر ازاینکه،خودش پنجره باز اتاقت باشد...

پرسيدم خداوندا چرا انسان اول عاشق ميشه .!بعد تنها ميشه...؟گف...

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گ...

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گ...

مردی در حالی که به قصرها و خانه های زیبا مینگریست به دوستش گ...

مردی در حالی که به قصرها و خانه های زیبا مینگریست به دوستش گ...

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گ...

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گ...

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گ...

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط