پارت 3

پارت 3


داخل اتاق خوابشون بودن که صدای زنگ گوشی امیلی امد
امیلی بلند شد و تلفن رو برداشت

_الو؟ (خواب آلود)

- سلام خوبی؟
_سلام! چی شد؟ من تازه رسیدم...
-میخواستم بدونم رسیدی؟ که فهمیدم شرمنده که بیدارت کردم
_نبابا این چه حرفیه... باشه پس خداحافظ
-خداحافظ
تلفن قطع شد

|~~~روز عروسی خواهر امیلی ~~~|

داخل این یه هفته نامجون و امیلی خیلی بهم عادت کرده بودن اما هر روز سر یه چیزی دعوا میکردن با این که خیلی باهم خوب شده بودن ولی خب.....

امیلی با یه لباس خیلی خاص از پله اتاقش پایین آمد نامجون که مشغول کار با گوشیش بود تا امیلی رو دید احساس کرد زندگی روی زیباش رو بهش نشون داده......
خيلی دلش می‌خواست امیلی رو برداره و محکم بغلش کنه ولی اونقدرا هم باهم صمیمی نبودن این در خواست زیادی بود

_نامجون ببین خوب شدم؟
امیلی یه دور زد دور خودش
+ا.... آ.... ا... آره... عالی شدی..
_حالت خوبه؟
+آره بابا... (لبخند فیک)
_باشه..... من دیگه برم بای بای
+میخوای برسنمت؟
_نه مامانم داره دنبالم میاد....
+باشه خداحافظ
_خداحافظ
امیلی از در خارج شد و نامجون دوباره احساس خستگی کرد چون کسی پیشش نبود اون حاظر بود با امیلی دعوا بیوفته اما امیلی پیشش باشه اون عاشق کلشقی امیلی بود و سعی می‌کرد ازش محافظت کنه

خيلی ناراحت بود چون فکر می‌کرد امیلی اگر یه روزی ولش کنه چی میشه؟

شروع کرد به خوردن الکل آنقدر زیاد خورد که وقتی امیلی با اون همه خستگی آمد بادیدن نامجون ترسید چند تا شیشه الکل روی میز بود و نامجون هم با حال بدش داشت از میز میوفتاد
امیلی رفت و نامجون رو از روی صندلی بلند کرد و بردش داخل اتاقش
نامجون با اون حالت مستی بهش نگاه کرد و گفت
+میشه دیگه هیچ وقت از پیشم نیری (با بغض)
_____________________________
بچه ها اگر امتحانام رو گند بزنم معلم ریاضیم گفت گوشیم رو ازم میگیره و من نمیتونم پارت دیگه ای بزارم
برام دعا کنید امتحان ریاضی رو نرینم
اگر نمرم بالا باشه دو تا پارت براتون میزارم

ببخشید که کم نوشتم واقعا باید ریاضی تمرین کنم
بای بای
دیدگاه ها (۰)

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

رمان بدون منپارت ۲رزی رمز گوشیه دوست پسرش و چند روز بود که ف...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

طبقه ۱۲پارت ۳داهی سریعا خودشو به طبقه درست و اتاق نایا میرسو...

سناریو مایکی پارت۲

سناریو جدید

dark life = 40

سناریو خط قرمز پارت ۳

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

#نامجونا تولدت مبارک❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط