{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طبقه ۱۲

طبقه ۱۲
پارت ۳
داهی سریعا خودشو به طبقه درست و اتاق نایا میرسونه
نایا رو با * نشون میدم
* چرا انقدر دیر کردی دختر؟
+هیچی بابا آسانسور خراب بود(خنده ضایع)
*عااا...خب اوکی کیفم؟
+(کیف رو داد بهش)
*ممنونممممم
+خواهش کاری نداری؟
*نه خدافظ
+خدافظ(رفت)
تمام مدت یه چیزی توی سرش بود
یه چیز که نه
خیلی چیزها
مخصوصا حرف های کوک
خصوصا وقتی که کوک گفت:پدرت هنوز وکیله؟

ویو داهی:
چرا باید همچین سوالی ازم بپرسه؟؟
هوف ولش کن بگذریم یه ملاقات ساده بود دیگه قرار نیست ببینمش

چند روز بعد..
کوک از توی گاو صندوق پدرش چندین تا پرونده و مدارک پیدا کرد
اسم دو هیون رو پیدا کرد
کوک رو به هوسوک:
_چه کسی مسئول جمع آوری اطلاعات درباره پدرم بود؟
!....
_هرکی بوده پیداش کن
_میخوام بدونم چهار سال پیش چه اتفاقی افتاده
!چشم
ویو هوسوک:
وقتی کوک گفت میخواد پیداش کنه کاملا معلوم‌ بود شوخی نداره
اون درباره خانواده اش با هیچکس شوخی نداره
امیدوارم بلایی سر کسی نیاره و خودشو توی خطر نندازه
۱ ساعت بعد...
هوسوک با یه شماره از راه رسید
شماره رو داد به کوک
_ممنون...سروقت مناسب زنگ میزنیم
!وظیفه بود
وقتی کار کوک تموم شد تلفن رو برداشت و هوسوک رو صدا زد
دررر درررر
!(تلفن رو جواب داد)
_بیا اتاقم
!(از پشت تلفن معلوم بود از روی صندلی پاشد و صدای کشیده شن صندلی روی زمین از پشت تلفن معلوم بود)
!باشه اومدم(درحالی که داشت میدویید)
۱ دقیقه بعد..
تق تق
_بیا تو
!اومدم قربان امری داشتید؟
_میخوام زنگ بزنیم
!کوک مطمئنی؟
_بیشتر از هروقت دیگه ای
!باشه فقط حواست به خودت باشه
_....
تلفن رو برداشت و شماره ای که هوسوک بهش داد رو توی تلفن وارد کرد و تلفن شروع کرد زنگ خوردن
بوق بوق بوق
و
(مرد پشت تلفن رو با # نشون میدم)
#بله؟
_جئون جونگکوکم
#هنوزم دنبال پرونده پدرتی؟
_و!(شوک شدن)
!تو کی هستی؟؟
#کسی که بهتر از هرکسی میدونه اون شب چه اتفاقی افتاده
ادامه دارد.....
لیلیلیلیلیلیلیلی
اینم پارت ۳
حمایت کنید خوشگلام
دیدگاه ها (۲)

طبقه ۱۲پارت ۴_گفتم کی هستی؟؟(با داد)#(با آرامشی که از هر فری...

طبقه ۱۲پارت ۵۳ روز بعد...ویو نویسنده:توی این سه روز شب ها خو...

طبقه ۱۲پارت ۲_اسم پدرت چیه؟+....._داهی گفتم اسم پدرت چیه؟+(ن...

طبقه ۱۲پارت اول🚬علامت ها:داهی+جونگکوک_نایا*بقیه اعضا!ویو داه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط