سناریو خط قرمز پارت ۳

ا/ت: باجی میکشمت

باجی: اا مگه چی گفتم

ا/ت: هعی ولش کن

باجی: امروز برگشتنی تا خونه میرسونتمت

ا/ت: ممنون♡

باجی: قابلتو نداشت پیشی کوچولو

نویسنده: زمان گذاشت و زنگ اخر به صدا اومد ا/ت کتاباشو گذاشت تو کیفش یه احساس بدی داشت بهش دست میداد
تا اینکه باجی اومد پیشش
اون حس عجیب و بد ناگهان محو شد

ا/ت: اا باجی چه زود

باجی: اره بیت بریم

ا/ت: نمیخوای عینکتو دربیاری

باجی: نه فعلا

ا/ت: اخه ....هرجور راحتی

باجی: احساس میکنم حالت خوب نیست

ا/ت: نه...نه عالیم

باجی: نمیتونی به من دروغ بگی

ا/ت: باجی خوبم

باجی: نمیخوای بهم بگی؟

ا/ت: فقط بیا بریم

باجی: باشه

نویسنده: باجی دیگه بحثو ادامه نداد ولی سعی کرد با حرف زدن و شنگول بازی حال ا/ت رو بهتر کنه
با اینکه ا/ت وقتی پیش باجی بود حس بهتری داشت
ولی همچنان داخل اعماق وجودش استرس داشت

نویسنده: و بلاخره به خونه رسیدن ا/ت جلوی درو باز کنه
و بره داخل که باجی یه بوسه به روی پوشونیش میزاره
و از شانس بد ا/ت دراکن اونجا از پنجره داشته تماشا میکرده

باجی: نمیای گنگ؟

ا/ت : نمیدونم

باجی: خیلی باشه برو کیتن

ا/ت: مراقب خودت باش


نویسنده: ا/ت در خونه رو باز کرد و دراکن رو عصبی دید

دراکن: چرا با باجی بودی

ا/ت: به تو ربطی نداره

دراکن: جواب منو بده(با داد)

ا/ت: چطور تو با اما میگردی من چیزی نمیگم بعد میای به من گیر میدی

دراکن: بس کن دیگه این کارای مزخرفتو

ا/ت: چیه رگ غیرت زده بالا

دراکن: ا/ت

ا/ت: جایی لازم بوده کاری نکردی و الان که لازم به همراهی تو دارم اینجوری میکنی

نویسنده: دعواشون ادامه دار شد در حدی که دراکن یه چک به صورت ا/ت میزنه
و انگار که دنیا رو سر ا/ت خراب شد
همه پشت و پناهش و امیدش نابود شدن


ادامه دارد
دیدگاه ها (۱۰)

سناریو سو پارت اخر

سناریو ران پارت یک

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

سناریو بونتن پارت۸

سناریو کوکونوی پارت ۱

سناریو مایکی پارت ۵

سناریو ناگی پارت اخر

سناریو مایکی پارت ۲

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

سناریو سانزو پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط