{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#حیا #کاش بجای اینکه اینقدر #دم از #حجاب #زنان و #چشم_چرا

#حیا #کاش بجای اینکه اینقدر #دم از #حجاب #زنان و #چشم_چرانی #مردان بزنیم ، #یاد بگیریم ک ب #نسل #آینده حیا رو یاد بدیم چ #دختر و چ #پسر و بهشون یاد بدیم #هرچیزی ، #هرپوششی هر #سخن و #فکری جای خودشو داره ، کاش یاد بگیریم ک وقتی حیا باشه #زن خودشو #سبک نمیکنه و برای خودش #حرمت قایل میشه و #مرد حرمت #زنان رو نگه میداره ، منم از این وضع #خستم ک وقتی #خواهر جوانم از #خونه بیرون میره چ چیزی براش #اتفاق می‌افته #همیشه #آرزو داشتم و دارم #طعم #عاشقی و عاشقی کردن رو بچشه ولی از راه درستش ن این جو #مسموم ک توی این زمانه هست
شاید بعدها دختر دار شدم
چقدر #دوست دارم دخترم بتونه راحت #بخنده ، #بدوه ، #آهنگ گوش بده ، #برقصه و #شاد #زندگی کنه ، ینی هرکس از زندگی یک چیز #متفاوت میخواد و با اون #ارضا میشه #امیدوارم دخترم شخص #سالم و #شادی باشه و بخاطر این شادیش #انگ #هرزگی یا بی بند باری رو بهش نزنند
چ #عیب داره ی دختر از ته #دل بخنده و یک پسر بتونه #احساس درونیش رو فریاد بزنه
تا بعد #عقده نشه توی زندگی های #تحمیلی و سر از #شهوت رانی و #خیانت و #افسردگی و #سرخوردگی توی زندگی #مشترک آینده شون نشه
کاش بشه جور دیگه زندگی رو دید و ازش #درست استفاده کرد چون #خدا ب هر آدمی یک بار فرصت زندگی کردن رو میده




#بخون
ک.ج
دیدگاه ها (۵)

رمان دخت من

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی#آزادی #پوشش #حجاب #حیا#زیبا #خاص #حر...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

محو زیبایی او پارت ۴۹ویو رزا داشتم ته یونگ میبوسیدم که دخترا...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۸: سکوتِ ناگفته‌هاسوآ هنوز همون‌جا ایستاد...

ویسگون نوشته: بگو چه دیده ای!!! [زیرنویس رو بخونید]

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

✨️✨️✨️✨️✨️سوتفاهم ( چویا ور~) ا.ت یک خبرنگاره و به خاطر شغلش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط