{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

•~•~•پیوند اجباری : قسمت دوم•~•~•

•~•~•پیوند اجباری : قسمت دوم•~•~•

+ جعون ا/ت...
که تهیونگ دستم و کشید
_ بیا اینجا
+ هوووی...ته..تهیونگ چت شد ..چیکا میکنی
_ کارت دارم، فقط ساکت باشش

بردم پشت دانشگاه = همون مکان ممنوعه ، وایساد و بهم نگا کرد

_ببین من میخوام از لنا دور شن تا انقد نزدیکم نشه ، ازش خسته شدم
+ لنا کیه؟
_ هنون دختر نچسبه تو کلاس
+ خب؟
_ چرا نمیفهمی میخوام چند روز جای دوس دخترم باشی
+چ...چی؟!
_ اعصاب ندارم ، خودت میفهمی یا بهت بفهمونم؟
+ااا...اومم..هوم...ب..باش ولی فقط چند روز ، فقط چرا من؟
_ سوالات اضافی نپرس ات
+ خب واستا....وقتی تو با من اون کارو کردی اون شک نمیکنه؟
_ بیشتر از چیزی که فک میکردم زرنگی توله
+ حیحی ..

فلش بک به ۲ هفته بعد-

تصمیم گرفتم چند روز پیش خانوادم زندگی کنم ، داخل روستامون

زنگ زدم تهیونگ چون ماشینی نبود ک ببرم

+الو ته ته جونمم
_ بله توله سگ
+ میای دنبالم ، میخوام برم روستا چند روز اونجا بمونم
_ روستا کجاعه دیگه؟
+ پیش خانوادم
_ نمیای پیش من؟

(بچه ها اینو یاد آوری نکنم ته و ات باهم دوستای صمیمی هستن🎀🫂)

+ خیلی سوال می‌پرسی بیا دنبالم دیگه ، بعدا میام پیشت
_ باشه توله انقد غر نزن

که گوشی و رو صورتش قطع کردم

خیلی بهش رو دادم ، یوقت کاری دست خودم میدمااااا

رفتم یه کیف مسافرتی برداشتم و چند دست لباس گذاشتن توش

آماده شدم و رفتم دم در ( عکس لباس ات رو براتون میزارم🐥🫡)

صدای بوق ماشینی اومد ، سرم و چرخوندم و با ماشین ته رو به رو شدم

سوار ماشین شدم و با جنتلمن ال آلمین روبه رو شدم (😂یه از یه ورم در آوردم)

پارت هدیه برای 60 تایی شدنمون منتظر پارت آخر هدیه ها باشید 🍿
.
.
.
.
.
.
.
منتظر چی هستی ؟ برو دیگه
.
.
.
.
شرط؟😂
دیدگاه ها (۰)

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

ادامه پارت ۱۱آما.....که حرفش با ریختن سقف ساختمان قطع شد ......

پشت نگاه سردت ... 14ویو آتاز فروشگاه بیرون اومدم و کیسه‌هامو...

dark love

دوستان نظاره کنید من اوه روزی یه گارت میدم عوضش تا ته ته مین...

......//برده ی زیبا//......

پارت ۵۳ ماه بعد_ساعت ۵ و ۳۳ دقیقه عصر_جونگکوک:حدود ۳ ماه گذش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط