{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حاصلِ دل بردنت سر بر گریبان بردن است

حاصلِ دل بردنت سر بر گریبان بردن است
شاعری دیوانه را تا مرز باران بردن است

هرچه می خواهد دل ِتنگت بگو؛ چشمان تو
شاخه ای گل را به آغوش زمستان بردن است

شورش باد صبا در پیچش ِگیسوی تو
عطر دلتنگی یوسف را به کنعان بردن است

عقل خود را می شود انکار کرد اما غمت
بی گناهان را به جرم دل به زندان بردن است
دیدگاه ها (۱)

حاصلِ دل بردنت سر بر گریبان بردن استشاعری دیوانه را تا مرز ب...

حاصل دل بردنت , سر بر گریبان بردن استشاعری دیوانه را تا مرز ...

حاصل دل بردنت....

دردلم غمنامه عشق تو پنهان می کنمهرچه جزعشق تو را بیرون ازین ...

نر گس مست تو ترسم بدهد کار به دستمتا نگاهش بکنم حرف در آرند ...

شهره ی عشقم، چو مجنون در بیابان نیستم اخگر دل‌زنده‌ام، محتاج...

حول چشمان تو لا قُوّهَ الّا باللهقُل غزلخوانی و شیدایی و مست...

باد می آید و موهات پریشان شده است باد با توست... همین است که...

باد می آید و موهات پریشان شده است باد با توست... همین است که...

باد می آید و موهات پریشان شده است باد با توست... همین است که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط