{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلا شب ها نمی نالی به زاری

دلا شب ها نمی نالی به زاری
سر راحت به بالین می گذاری

تو صاحب درد بودی ناله سر کن
خبر از درد بیدردی نداری

بنال ای دل که رنجت شادمانی است
بمیر ای دل که مرگت زندگانی است

میاد آندم که چنگ نغمه سازت
ز دردی بر نیانگیزد نوایی

میاد آندم که عود تار و پودت
نسوزد در هوای آشنایی

دلی خواهم که از او درد خیزد
بسوزد عشق ورزد اشک ریزد

به فریادی سکوت جانگزا را
بهم زن در دل شب های و هو کن

و گر یاری فریادت نمانده است
چو مینا گریه پنهان در گلو کن

صفای خاطر دل ها ز درد است
دل بی درد همچون گور سرد است
دیدگاه ها (۲)

بــــــــرای تـــــــو...بــــــــرای مـــــــــن....هــــــ...

ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﮐﺠﺎﯾﯽ،ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺭﺳﯿﺪﯼ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﻧﺮﺳﯿﺪﯼ،ﮔﺎﻫﯽ ...

دلم یک کلبه می خواهد کنار چشمه پُر آب یه شومینه، پُر از آتش،...

سوختم از دوری ات با بی قراری ساختمبی تو عمری با غم چشم انتظا...

دلا شب ها نمی نالی به زاریسر راحت به بالین می گذاریتو صاحب د...

دلا شب ها نمی نالی به زاری سر راحت به بالین می گذاری تو صاحب...

دلا شب ها نمی نالی به زاریسر راحت به بالین می گذاریتو صاحب د...

بارالها دولت شب بیداران نصیب مان فرما! دلا شب ها نمی نالی ب...

دلا شب ها نمی نالی به زاریسر راحت به بالین می گذاریتو صاحب د...

ای دل .. . . دلا ، شبها نمی نالی ، به زاری . سر راحت ، به با...

ای دل .. . . دلا ، شبها نمی نالی ، به زاری . سر راحت ، به با...

ای دل .. . . دلا ، شبها نمی نالی ، به زاری . سر راحت ، به با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط