{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلا شب ها نمی نالی به زاری

دلا شب ها نمی نالی به زاری
سر راحت به بالین می گذاری
تو صاحب درد بودی ناله سر کن
خبر از درد بیدردی نداری
بنال ای دل که رنجت شادمانی است
بمیر ای دل که مرگت زندگانی است
میاد آندم که چنگ نغمه سازت
ز دردی بر نیانگیزد نوایی
میاد آندم که عود تار و پودت
نسوزد در هوای آشنایی
دلی خواهم که از او درد خیزد
بسوزد عشق ورزد اشک ریزد
به فریادی سکوت جانگزا را
بهم زن در دل شب های و هو کن
و گر یاری فریادت نمانده است
چو مینا گریه پنهان در گلو کن
صفای خاطر دل ها ز درد است
دل بی درد همچون گور سرد است
ﺑﻴﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻣﺮﮒ ﻣﮕﺮ ﻓﺮﻗﻲ ﻫﺴﺖ؟؟؟
دیدگاه ها (۲)

بیهوده میگردم به دنبالت،وقتی نیستی ، بیهوده نشسته ام چشم به ...

تاثـیـرگُـذارتـریـטּ قـانـوטּ زنـدگـے مـטּ ، قـانـوטּ { ڪہ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط