گه شکایت از گلی،گه شکوه از خاری کنم

گه شکایت از گلی،گه شکوه از خاری کنم
من نه آن رندم که غیر از عاشقی کاری کنم

هر زمان بی روی ماهی،همدم آهی شوم
هر نفس با یاد یاری ،ناله وزاری کنم

حلقه های موج بینم ، نقش گیسویی کشم
خنده های صبح بینم ، یاد رخساری کنم

گر سر یاری بود ، بخت نگونسار مرا
عاشقی ها با سر زلف نگونساری کنم

باز نشناسد مرا از سایه ،چشم رهگذار
تکیه چون از ناتوانیها ،بر دیواری کنم

درد خود را می برد از یاد ،گر من قصه ایی
از دل سرگشته ، با صید گرفتاری کنم

نیست با ما لاله و گل را سر الفت رهی
میروم تا آشیان ، در سایه خاری کنم
دیدگاه ها (۴)

گه شکایت از گلی گه شکوه از خاری کنممن نه آن رندم که غیر از ع...

گه شکایت از گلی گه شکوه از خاری کنممن نه آن رندم که غیر از ع...

#elham31حلقه‌های موج بینم نقش گیسویی کشمخنده‌های صبح بینم یا...

گه شکایت از گلی،گه شکوه از خاری کنممن نه آن رندم ،که غیرازعا...

گه شکایت از گلی،گه شکوه از خاری کنممن نه آن رندم ،که غیرازعا...

از روی ادببه رسم هر روز سلام بر سالار شهیدان آقا امام حسین(...

نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارمبه آزار دلم کوشد دل‌آزا...

نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارمبه آزار دلم کوشد دل‌آزا...

نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارمبه آزار دلم کوشد دل‌آزا...

📜#غزلیات#رهی_معیری#غزل_نهمنداند رسم یاری #بی_وفا یاری که من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط