{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز یه پسره به دوس دخترش زنگ میزنه میگه: وقت داری بریم

یه روز یه پسره به دوس دخترش زنگ میزنه میگه: وقت داری بریم پارک؟😔

دختره میگه: اره عشقم بیا بریم❤️

پسره میره دنبالش باهم میرن پارک میشینن روی نیمکت

پسره دست دختررو میگیره و دستاشو میبوسه

بعد میزنه زیر گریه😭

دختره میگه چرا گریه میکنی چی شده؟😳

پسره میگه:«

میترسم😔

دختر: از چی؟

پسر: میترسم دیگه این روزارو نبینم😭

دختر: عشقم این چه حرفیه من هیچ وقت تنهات نمیزارم❤️💋

پسر!!!
‌
#اینا_همش_حرفح


دو ماه دیگه یه دعوت نامه به دست پسره میرسه

پسره باز میکنه میبینه:

#دعوت_نامح_عروسی_دخترس


پسره شب عروسیشون

میره پیش دختره میگه:«

یادته تو پارک گفتی من هیچ وقت تنهات نمیزارم؟

#دختره_گریه_کرد😭
#پسره_خندید😏

یک هفته بعد از عروسی به دختره خبر دادن:{

پسری که قبلا دوسش داشتی مرده😞😍
دیدگاه ها (۱)

لیدی ها بزارید یه سمی براتون تعریف کنم

داستان

من برگشتممممممپارت یکیوری: کوک یه لحظه گوش بده به جای اینکه ...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

برادر ناتنی من Part 1ویو جنایه خانواده اومدن و تهیون رو دیدن...

P5 .PRISON. MAFIA.

پارت چهارته: لعنتی تو بچه داری( عصبی داد )یون: نه نههههه من ...

رمان عشق ممنوع

جند پارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط