پارت اول
پارت اول
علامت ا/ت + علامت جونکوک-
ویو صبح:ا/ت با آلارم گوشیش بیدارم میشه وقتی بر میگرده جونکوک رو میبینه لبخند میزنه و میره سرویس تا کارهای لازم رو بکنه. از سرویس در میاد میره آشپزخونه تا صبحونه رو آماده کنه. حین آماده کردن، جونکوک از پشت دستاش رو دور کمر ا/ت حلقه میکنه و صورتش رو داخل گودی گردن ا/ت میکنه و چند بار بو میکنه.
+صبح بخیر عشقم
-صبح بخیر زندگیم
+بیا بریم صبحونه بخوریم
-باشه ولی اول یه بغل بده
همدیگه رو بغل میکنن و میرن سر میز میشینن. صبحونه شون که تموم میشه ا/ت میگه:
+امروز باید بری شرکت؟
-آره عشقم
+میشه امروز نری؟(با لحن کیوت و بامزه)
-نه عشقم نمیتونم امروز جلسه دارم
-اما قول میدم امروز زود برگردم
+قول انگشتی؟؟
-قول انگشتی
جونکوک پا میشه میره اتاق یه کت شلوار سیاه و یه پیراهن سفید و یه کراوات میپوشه (راستی جونکوک مدیر شرکت خیلی بزرگیه) و میره سمت در.
ا/ت هم میره تا بدرقه اش کنه
+قولت یادت نره؟
-نه خوشگلم قول میدم
+باشه دیگه برو دیرت میشه
-همینجوری برم؟؟
+چیزی یادت رفته؟؟
ابرو هاشو داد بالا و گفت:
-پس بغل و بوس من کو؟؟
+لوس(با خنده)
ا/ت بغلش میکنه و یه بوسه ی کوتاه به لب های جونکوک میزنه و بغلش میکنه و جونکوک میره شرکت.
پایان پارت اول😘
خوشتون اومد؟؟راستش اولین باری بود که داستان مینوشتم😅😅
نظرتون رو تو کامنت ها بگین برام گوجو موجیای من❤️❤️❤️
ازم حمایت کنین🥺🥺🥺🥹🥹
علامت ا/ت + علامت جونکوک-
ویو صبح:ا/ت با آلارم گوشیش بیدارم میشه وقتی بر میگرده جونکوک رو میبینه لبخند میزنه و میره سرویس تا کارهای لازم رو بکنه. از سرویس در میاد میره آشپزخونه تا صبحونه رو آماده کنه. حین آماده کردن، جونکوک از پشت دستاش رو دور کمر ا/ت حلقه میکنه و صورتش رو داخل گودی گردن ا/ت میکنه و چند بار بو میکنه.
+صبح بخیر عشقم
-صبح بخیر زندگیم
+بیا بریم صبحونه بخوریم
-باشه ولی اول یه بغل بده
همدیگه رو بغل میکنن و میرن سر میز میشینن. صبحونه شون که تموم میشه ا/ت میگه:
+امروز باید بری شرکت؟
-آره عشقم
+میشه امروز نری؟(با لحن کیوت و بامزه)
-نه عشقم نمیتونم امروز جلسه دارم
-اما قول میدم امروز زود برگردم
+قول انگشتی؟؟
-قول انگشتی
جونکوک پا میشه میره اتاق یه کت شلوار سیاه و یه پیراهن سفید و یه کراوات میپوشه (راستی جونکوک مدیر شرکت خیلی بزرگیه) و میره سمت در.
ا/ت هم میره تا بدرقه اش کنه
+قولت یادت نره؟
-نه خوشگلم قول میدم
+باشه دیگه برو دیرت میشه
-همینجوری برم؟؟
+چیزی یادت رفته؟؟
ابرو هاشو داد بالا و گفت:
-پس بغل و بوس من کو؟؟
+لوس(با خنده)
ا/ت بغلش میکنه و یه بوسه ی کوتاه به لب های جونکوک میزنه و بغلش میکنه و جونکوک میره شرکت.
پایان پارت اول😘
خوشتون اومد؟؟راستش اولین باری بود که داستان مینوشتم😅😅
نظرتون رو تو کامنت ها بگین برام گوجو موجیای من❤️❤️❤️
ازم حمایت کنین🥺🥺🥺🥹🥹
- ۹۲
- ۱۶ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط