پنجره!

پنجره!
بگشای از هم
چون کتاب قصۀ خورشید
تا امیدم بازجوید
در صدف های دهان رنج
صبح مرواریدتابش را
به ژرفاژرف این دریای دورافتادۀ نومید!
دیدگاه ها (۵)

پدرم نیست ...

موسیقی

"میلتون اریکسون" روان‌درمانگر و نابغه برنامه‌ريزى‌هاى ذهنى، ...

🌙💤 لالایی عروسی در آسمان! 🌞💍 | شعر کودکانه فارسی کلاس اول با...

در اواسط دهه ۱۸۵۰، اتاق‌های عمل به سمت جنوب شرقی ساخته می‌شد...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

ترانه های قدیمی.دو ترانه ی قدیمی ست چشم های روشن ات!

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

the end-part 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط