فیک ( میخوام برای تو بمیرم ) پارت ۴۱
فیک ( میخوام برای تو بمیرم ) پارت ۴۱
(شب)
ویو ا/ت
-جونکوکا واقعا قرار نیست فردا ببینمت
+ نه دعا کن نرم پیش فرشته هاا
- یا یه فرشته تو زمین داری میخوایی چیکار فرشته های اونجا رو
+ الان داری میگی که فرشته ای ( خنده)
- نخند... مگه نیستم
+ چه جوجه کوچولو جیغ جیغویی هستی تو...
- عمت جوجه کوچولو
+ ا/ت فردا تو نیستی ؟
- بخواطر بابام میگی
+ اره
- جونکوکا من تورا ول نمیکنم قول میدم سوبوک خوب بلد دست به سر کنه بابامو
+ برات خطرناک نیست
- اصلا برام مهم نیست وقتی بیدار شدی بهش میگم دوستت دارم
- جونکوک
+ هوم
- بیام بشینم رو پات
+ خوشت اومده هاااا
- اصلا نخواستم
+ بیا بابا
- اومدم 😁
خودم را باز تو بدن بزرگش حل کردم واقعا توش پر از آرامش بود
+ ا/ت اگه برنگشتم چی ؟؟ قول بده برگردی و همه چی را فراموش کنی
- ببین باز حرف میزنی مجبورم بزنمت
+ باشه بابا آروم باش
- جونکوکا تو محکومی به اینکه برگردی فهمیدی
.
.
(صبح)
ویو جونگ کوک
صبح بود که دکتر اومد تو اتاق تا منو آماده رفتن کنه
میفهمیدم ا/ت استرس داره و خنده هاش فیک
°خب خب آقای جئون آماده اید برای این عمل سخت
+ فایتینگ آقای دکتر
° خانم ا/ت نگران نباش قول میدم زنده برمیگرده اون آدم قوی
- حتما همین طور
ویو ا/ت
همین طور که داشتن میبردنش تو اتاق حس میکردم جونم را دارن دونه دونه میگیرن
که یهو صداش را شنیدم
+ ا/تتتت
سرم را آوردم بالا
+ بچه جون زیاد فکر نکن جونکوک زود برمیگرده , یادت باشه همیشه دوستت داره ( با خنده)
و برام دست تکون داد و محو شد
چرا اشکام داشت بی اختیار میریخت
یعنی امکان داشت واقعا دیگه نداشته باشمش
ای کاش میگفتم که منم دوستش دارم
.
.
۱۵ لایک
۴۰ کامنت 🤍💜
(شب)
ویو ا/ت
-جونکوکا واقعا قرار نیست فردا ببینمت
+ نه دعا کن نرم پیش فرشته هاا
- یا یه فرشته تو زمین داری میخوایی چیکار فرشته های اونجا رو
+ الان داری میگی که فرشته ای ( خنده)
- نخند... مگه نیستم
+ چه جوجه کوچولو جیغ جیغویی هستی تو...
- عمت جوجه کوچولو
+ ا/ت فردا تو نیستی ؟
- بخواطر بابام میگی
+ اره
- جونکوکا من تورا ول نمیکنم قول میدم سوبوک خوب بلد دست به سر کنه بابامو
+ برات خطرناک نیست
- اصلا برام مهم نیست وقتی بیدار شدی بهش میگم دوستت دارم
- جونکوک
+ هوم
- بیام بشینم رو پات
+ خوشت اومده هاااا
- اصلا نخواستم
+ بیا بابا
- اومدم 😁
خودم را باز تو بدن بزرگش حل کردم واقعا توش پر از آرامش بود
+ ا/ت اگه برنگشتم چی ؟؟ قول بده برگردی و همه چی را فراموش کنی
- ببین باز حرف میزنی مجبورم بزنمت
+ باشه بابا آروم باش
- جونکوکا تو محکومی به اینکه برگردی فهمیدی
.
.
(صبح)
ویو جونگ کوک
صبح بود که دکتر اومد تو اتاق تا منو آماده رفتن کنه
میفهمیدم ا/ت استرس داره و خنده هاش فیک
°خب خب آقای جئون آماده اید برای این عمل سخت
+ فایتینگ آقای دکتر
° خانم ا/ت نگران نباش قول میدم زنده برمیگرده اون آدم قوی
- حتما همین طور
ویو ا/ت
همین طور که داشتن میبردنش تو اتاق حس میکردم جونم را دارن دونه دونه میگیرن
که یهو صداش را شنیدم
+ ا/تتتت
سرم را آوردم بالا
+ بچه جون زیاد فکر نکن جونکوک زود برمیگرده , یادت باشه همیشه دوستت داره ( با خنده)
و برام دست تکون داد و محو شد
چرا اشکام داشت بی اختیار میریخت
یعنی امکان داشت واقعا دیگه نداشته باشمش
ای کاش میگفتم که منم دوستش دارم
.
.
۱۵ لایک
۴۰ کامنت 🤍💜
- ۲۰.۳k
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط