وقتی با اجبار میشی زن دومش
وقتی با اجبار میشی زن دومش
پارت ۷
بعد از پاشدم لباسمو عوض کردم آرایشمو پاک کردم موهامو باز کردم گرفتم خوابیدم از چشمام خواب نرفته بود فهمیدم جین منو تو بغلش گرفته
صبح شد دیدم جین نیست
رفتم تو حیاط لیا نبود
صدای مادر جین میومد منم خودمو آماده کردم لباس بهتر پوشیدم رفتم تو سالن سلام کردم
بهم سلام داد
مادر جین : عروس قشنگم چه خبر
ا/ت : سلامتی مامان جون
بفرمایید بنشینید
خدمتکار چایی آورد
مادر جین داشت چایی میخورد
مادر جین گفت : ا/ت چایی بخور عزیزم گفتم چشم
گفت : آخی بلد نیستی مادر شوهرت میاد ازش پذیرایی اشکال نداره چون تو یه خدمتکاری هنوز با فرهنگ بودنو بلد نیستی
همینجوری تو شک بودم مادر جین گفت
برو واسم چایی بیار لیوان چایی رو ازش گرفتم
یهو احساس کردم سرم داره گیج میره افتادم زمین
چشمامو باز کردم دیدم تو بیمارستان هستم مادر جین نبود دکتر اومد بالا سرم جین هم بود دکتر گفت
دکتر : تبریک میگم خانم شما حامله هستین
جین : آقا دکتر جدی میگی ( با تعجب)
دکتر : بله آقا کیم
جین پول رو از جیبش در آورد داد به دکتر گفت بفرمایید آقای دکتر
دکتر گفت
دکتر : آقای کیم این هم زیاده
جین گفت بگیر دکتر گرفت رفت بیرون پرستار ها رفتن بیرون منو جین بودیم فقط
جین : خیلی دوست دارم ا/ت
ا/ت : منم همینطور
بعد جین گردنمو بوسید
پارت ۷
بعد از پاشدم لباسمو عوض کردم آرایشمو پاک کردم موهامو باز کردم گرفتم خوابیدم از چشمام خواب نرفته بود فهمیدم جین منو تو بغلش گرفته
صبح شد دیدم جین نیست
رفتم تو حیاط لیا نبود
صدای مادر جین میومد منم خودمو آماده کردم لباس بهتر پوشیدم رفتم تو سالن سلام کردم
بهم سلام داد
مادر جین : عروس قشنگم چه خبر
ا/ت : سلامتی مامان جون
بفرمایید بنشینید
خدمتکار چایی آورد
مادر جین داشت چایی میخورد
مادر جین گفت : ا/ت چایی بخور عزیزم گفتم چشم
گفت : آخی بلد نیستی مادر شوهرت میاد ازش پذیرایی اشکال نداره چون تو یه خدمتکاری هنوز با فرهنگ بودنو بلد نیستی
همینجوری تو شک بودم مادر جین گفت
برو واسم چایی بیار لیوان چایی رو ازش گرفتم
یهو احساس کردم سرم داره گیج میره افتادم زمین
چشمامو باز کردم دیدم تو بیمارستان هستم مادر جین نبود دکتر اومد بالا سرم جین هم بود دکتر گفت
دکتر : تبریک میگم خانم شما حامله هستین
جین : آقا دکتر جدی میگی ( با تعجب)
دکتر : بله آقا کیم
جین پول رو از جیبش در آورد داد به دکتر گفت بفرمایید آقای دکتر
دکتر گفت
دکتر : آقای کیم این هم زیاده
جین گفت بگیر دکتر گرفت رفت بیرون پرستار ها رفتن بیرون منو جین بودیم فقط
جین : خیلی دوست دارم ا/ت
ا/ت : منم همینطور
بعد جین گردنمو بوسید
- ۱۸۳
- ۲۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط